سال نو مبارک...

باز عالم و آدم و پوسیده گان خزان و زمستان خندان و شتابان به استقبال بهار میروند تا اندوه زمستان را به فراموشی سپارند و کابوس غم را در زیر خاک مدفون سازند و آنگه سر مست و با وجد و نشاط و با رقص و پایکوبی با ترنم این سرود طرب انگیز نو روز و جشن شگوفه ها را بر گذار می نمایند .


پروردگارا...
در سال جدید هیچ عاشقی را در فراغ معشوق مگذار...


فلسفه ی هفت سین

به طور مقدمه باید دانست که عدد "هفت" نزد ایرانیان قدیم مقدس بود و به خاطر ستارگان هفتگانه یعنی « زهره ، مشتری ، عطاد ، زحل ، مریخ ، زمین و خورشید » عدد هفت را گرامی می داشتند. نیاکان ما که زرتشتی بودند ، اعتقاد داشتند که عقل مقدس یعنی " اهورامزدا " که به او "سپند مینو" نیز می گفتند ، شش وزیر بزرگ به نام "امشاسپندان" دارد که یعنی مقدسان جاویدان و این شش امشاسپند با "سپندمینو" تشکیل (هفت سپند) می دهند.
علت این که هفت سین به راستی هفت سین است ، اشاره به هفت "امشاسپند" است و چون کلمه "سپند" با سین شروع می شده ، روی این اصل به علامت آن هفت مقدس جاودانی ، چیزهائی در نظر گرفته شده که هم با حرف سین شروع شده باشند و هم مورد استفاده مثبت بشر واقع شوند.
عدد هفت در فرهنگ ملل مختلف:
-عدد هفت در قدیم :
مردم بابل عدد هفت را مقدس می شمردند ، طبقات آسمان و زمین و سیارات هفت بوده است ، ایام هفته هفت روز است.
-هفت از نظر مذاهب:
به عقیده هندیها در آئین برهما انسان هفت بار می میرد .
عروس و داماد باید هفت قدم به اتفاق هم بردارند. هفت قدم جلو رفته و قسم می خورند ، در آئین زرتشت هفت فرشته مقرب وجود دارد. در تورات مذکور است که هفت نر و ماده را با خود برگیر تا نسلی بر جهان بماند.
-هفت در آئین مسیح :
هفت معجزه ، از 33 معجزه را مسیح در انجیل ذکر کرده است ، در انجیل از هفت روح پلید صحبت شده است ، به نظر فرقه کاتولیک ، هفت نوع شادی و هفت غسل تعمید وجود دارد.
-هفت در اسلام:
آسمان هفت طبقه دارد . فرعون در خواب هفت گاو چاق و هفت گاو لاغر را دید که گفتند هفت سال خشکسالی و هفت سال فراوانی می شود. جهنم هفت طبقه دارد . گناهان اصلی هفت عدد است . پیش از اسلام در بین اعراب ، هفت بار طواف دور کعبه مرسوم بوده و در سنت اسلامی نیز چنین است . هفت نفر قاری قرآن معروف بودند ، هفت بار شستن اشیاء ناپاک و قرار گرفتن هفت عضو بدن هنگام نماز نیز مذکور است .
-هفت در تصوف :
هفت وادی سلوک در تصوف معروف است 1) طلب ، 2)عشق ، 3)معرفت ، 4) استغنا ، 5)توحید ، 6) حیرت ، 7)فنا ، مولوی می گوید:
هفت شهر عشق را عطار گشت ......... ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم
-هفت در تاریخ :
همراهان داریوش با خود او هفت نفر بودند، در نقش رستم در بالای آرامگاه داریوش ، هفت نقش ملاحظه می شود . جنگهای هفت ساله در زمان لوئی 11 واقع شد. اژدهای هفت سر معروف است . هفت پسر گشتاسب به هفت راهزن تبدیل شدند و هفت خوان رستم و اسفندیار معروف است.
-معابد هفت طبقه:
در بابل و آشور هر معبدی هفت طبقه داشت و هر طبقه به نام یکی از سیارات و هفت رنگ بود (سرخ ، سیمین، سفید، سیاه، ارغوانی، آبی و سبز). حصار اکباتان هفت دیوار داشت و آرامگاه کورش هفت پله دارد.
-سفره هفت سین:
در کشورهای مختلف هفت سین های متفاوتی پهن می شود، حتی در برخی از نقاط ایران و دیگر کشورها به جای هفت سین، هفت شین پهن می کنند، سفره هفت سینی که امروزه بیشتر مرسوم است داری هفت مورد از چیزهای مانند:
• سبزه : نماد خرمی و نو زیستی
• سرکه : نماد شادی ( میوه درخت تاک در ایران میوه شادی خوانده میشد )
• سمنو : نماد خیر و برکت
• سیب : نماد مهر و مهرورزی
• سیر : نگهبان سفره ( در اکثر فرهنگ های آریائی برای سیر نقش محافظت کننده از شر قائل بودند )
• سماق: نماد مزه زندگی
• سنجد : نماد حیات و بزر حیات
• سپند : (اسفند)
در سفره مرسوم است، میوه، گل، شیرینی های سنتی، ماهی قرمز، سبزی خوردن، کتاب آسمانی، دیوان شاعران و آینه، قرار دهند.


چگونه الهه شادی خود باشید؟

آیـا تا کنون از خود سوال کرده اید که هدف شما در زندگی چیـست؟ بـرای چـه بـه ایـــن دنیا آمده اید؟ شما تنها برای شـاد زیستن به این دنیا قدم نهاده اید و سرنوشت شــمـا چیزی جز سعادتمندی و شادکامی نیست. شاید فکر کنید چـنـیـن اتـفـــاقی فقط در افسانه ها رخ می دهـد و فــقــط شاهزاده های فیلم های والت دیزنی زندگی سراسر شاد و به دور از هر گونه غم و غصـه ای دارنــد. اما اگر این روزها زیــاد تـلویزیون نگاه کنید متوجه می شوید که همه چیز با یـک تــحول شگرف امکان پذیر خواهد بود. یک تغییر فقط و فــقــط در راه رسیـــدن بـــــه خوشحالی. البته این تغییر تا حــــدودی بــا تــغیــیراتی که در فیلم های تلویزیونی اتفاق می افتد، متفاوت است. زیرا تنها یک تغییر فیزیکی نیست. بلکه احساسات و عواطف و روح شما را نیز در بر می گیرد. تغییر فیزیکی تنها شامل جسم شما می شود. مربوط به بدن و چیزهایی است که شما قادر به دیدن آنها هستید. اما بهزیستی عاطفی باعث ایجاد شادی حقیقی در اعماق وجود شما می شود و بهزیستی روحی باعث برقراری ارتباط بین شما و خود واقعی تان می شود. سبب میشود تا شما هر چه بیشتر به الهه معصوم وجودی خود نزدیک شوید. در اینجا سه راه برای رسیدن به شادکامی بیان شده است:

1- برای جسم و محیط اطراف خود احترام قائل باشید: فضایی که در آن زندگی می کنید، مثل: منزل، محل کار، حیات خانه و حتی اتومبیل شخصیتان انعکاسی از درون شما است. این مکانها را با وسایلی که از نگاه کردن و استفاده از آنها لذت می برید: کارهای هنری، گل های طبیعی و .... همچنین وسایلی که شما را به یاد خاطرات خوش ایام گذشته می اندازند: قاب عکس، کادو و... پر کنید. البته سعی کنید اطراف خود را خیلی هم شلوغ نکنید تا انرژی مثبت همیشه بتواند در اطراف شما به گردش درآید و در نهایت به درونتان نفوذ کند. استفاده از یک چنین چیدمانی همه چیز را در دسترس شما قرار می دهد و هیچ گونه به هم ریختگی وجود ندارد تا شما را از پرداختن به مسایل مهم بازدارد.
از توجه به بدن خود غافل نباشید. از غذاهای مقوی استفاده کنید و ورزش کردن را نیز فراموش نکنید. انجام تمرین های ورزشی باید به صورت جزء لاینفک زندگی روزمره شما در آید. حتما لازم نیست برای آن یک برنامه ریزی طولانی مدت داشته باشید، تنها میتواند به سادگی بالا رفتن از پله های خانه، باغبانی کردن، قدم زدن و یا حتی بازی کردن با بچه ها باشد. البته اگر بتوانید زمانی را برای رفتن به باشگاه ورزشی در برنامه روزانه خود بگنجانید، کار بی نظیری انجام داده اید. برای ایجاد انگیزه هم می توانید این کار را با همکاری یکی از دوستان یا همکاران شروع کنید و یا از مربی بدن سازی کمک بگیرید.
2- به عواطف و احساست خود دامن دهید: احساسات بخش جدا نشدنی وجود شما هستند. شما همواره باید نسبت به آنها قدردان باشید و در پروراندن آنها از هیچ ت مضایقه نکنید. البته این بدان معنا نیست که در راه رسیدن به شادکامی احساسات منفی خود را مدفون کنید. اگر شما احساسات منفی خود را درک نکنید صرفا باعث طولانی تر گشتن و عمیق تر شدن آنها می شوید. برای اینکه از شر آنها خلاص شوید باید با آنها روبه رو شوید. کارهایی را انجام دهید که باعث ایجاد احساس لذت در شما می شوند. وقت خود را با افرادی صرف کنید که از صمیم قلب دوستشان دارید، رقص و پایکوبی کنید و مشکلات خود را با دوستانتان در میان بگذارید. رسیدن به خوشحالی کار آسانی است ، فقط باید با تمام وجود آنرا بخواهید. عده ای با خوردن بستنی شکلاتی مورد علاقه شان شاد می گردند، چرا شما نباید جزء این دسته از افراد باشید. اگر برای رسیدن به شادی، لازم است تا در کاری زیاده روی کنید، پس منتظر چه هستید؟ همین حالا شروع کنید. انجام این کار یک بار در سال کاملا منطقی به نظر میرسد. به خود اجازه دهید تا در چیزهایی که شما را خوشحال میکنند غوطه ور شوید. به خود بقبولانید که استحقاقش را دارید حال چه مسئله مالی باشد چه زمانی و چه خوراکی. به دور از هرگونه احساس گناه، مطابق میل درونی خود عمل کنید.پرورش احساسات، وجود شما را شادتر، بخشنده تر و دوست داشتنی تر میسازد.
3- با الهه وجود خود ارتباط برقرار کنید: همه ما در مورد "شم زنانه" افراد چیزهایی شنیده ایم. حقیقتا الهه وجودی چیست و چگونه می تواند شما را در شاد زیستن یاری کند؟ این الهه همان صدای درونتان است که شما را به سمت خود فرا می خواند. او با شما صحبت میکند: " این شغل را قبول کن؛ با اون آدم ارتباط برقرار نکن؛ از اون طرف برو و ...". همیشه از شما محافظت میکند و در موارد زیادی زندگی شما را از خطر نابودی نجات می دهد. آیا این مسائل باعث ایجاد شادی در شما نمی شوند؟ او به شما اجازه می دهد که بدانید و بدون اینکه در مورد برخی مطالب فکرکنید اطلاعات دقیق و بی نظیری در اختیار شما قرار می دهد..
متاسفانه درجهان مدرن امروزی ما نیاموختیم که چگونه میتوانیم بینش خود را نسبت به مسائل پیرامون خود افزایش دهیم. همانطورکه اگر عضلات بدن تحرک نداشته باشند از کار خواهند افتاد، اگر روح شما نیز پرورش نیابد ، بینش خود را از دست خواهد داد. راههای متفاوتی برای برقراری ارتباط با الهه درونی تان وجود دارد. آسان ترین راه، انجام دادن حرکات مدی تیشن (مراغبه) است. این حرکات برای افراد مختلف متفاوت است. همه ملزم نیستند که چهار زانو بنشینند، عود روشن کنند و زیر لب ورد بخوانند. برای رسیدن به آرامش می توانید در یک پارک قدم بزنید، درست تنفس کنید و یا به یک موسیقی آرام بخش گوش فرا دهید. هر کاری که دریای متلاطم ذهن شما را آرام سازد و باعث ایجاد برقراری ارتباط با خود حقیقی تان شود، مدی تیشن به حساب می آید.
روی این مطلب تمرکز کنید و تمام وجودتان ، جسم، احساسات و روح خود را پرورش دهید. این کار از شما انسانی سالم تر و شادتر می سازد. پس همین حالا راه بیفتید و در جعبه شکلاتهای خود را باز کنید و هر کدام را بیشتر دوست دارید بردارید و به دهان خود بگذارید تا شیرینی آن تمام وجود شما را در بر گیرد؛ فقط بعد از آن پیاده روی فراموش نشود.

چگونگی رفتار با زنان زیبا، آنها را با الماس و مروارید بمباران نکنید!

پرسش و پاسخ این هفته به معاشقه با زنان زیبا، خریدن بـیـش از حـد هدایا برای همسرتان، و این کـه چـرا مـادران نصایح عاشقانه نامناسب ارائه میدهند اختصاص دارد.
آیا نکاتی برای مردانی که با مـدل ها و زنـان بسـیار جذاب دیگر ارتباط برقرار میکنند وجود دارد؟
زنان زیبا. یک خواسته دلپذیر برای بسیاری از مردان.
و اغلب مردان زمانی کـه بـا زنی که دارای خصوصیات یک "مدل" است روبرو میشوند چه کاری انجام میدهند؟
آنها دستپاچه و عصبی شده، احمقانه رفتار کرده و چیزیهای می گـوینـد که دقیقا شبیه گفته های 47 مرد دیگری است که در آن روز با او صحبت کرده اند.
اینگونه تصورش کنید:
زیبایی او (و اگر مدل باشد، شهرتش) اسلحه اوست.
این همان جایی است که قدرت او از آنجا نشات میگیرد.
وقتی با چنین زنی روبرو شده و زیبایی او را تصدیق میکنید، گویی میـگویـید "مـی دانم که تو قدرتمندی، و مـن یـکی از کسـانـی هستـــم که تحت تاثیر قدرت تو قرار گرفته." از طرف دیگر وقتی "زیبایی ظاهری" او را بطور کامل نـادیـده گـرفـتـه و در عـوض با سـخنی طعنه آمیز به وی میگویید، "من آدمی قدرتمند هستم، و زیبایی جادویـی تو بر من اثری ندارد،" به یک تاثیر فوری دست خواهید یافت:
از بین 1000 نفری که او با آنها برخورد کرده، 999 نفرشان یک طرف، شما هم یک طرف.
و اگر دلربا و بامزه نیز باشید، دیگر مشکلی باقی نخواهد ماند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیـا بـرای یـک مـرد صحـیـح اسـت وقتی با همسرش ازدواج کرد شروع به خریدن هدایا، گل و انجام کـارهـای غـافـلـگـیـر کـننده نماید؟
خوب، همانطور که مجبورم هر وقت به سؤالی در مورد "رابطه" پـاسخ می دهـم اشـاره کنم، من معمولا این کار را انجام نمی دهم.
اما شما می توانید ماهی یکبار را استثنا قائل شوید.
بیـامـوزید که آیا هدایا و سورپریزها قابل قبول هسـتـنـد، و چـرا نـبـایـد نـصـایح مادرتان را نسبت به همسرتان جدی بگیرید...
 دلیـلی که من سـؤال شما را دوست دارم ایـن اسـت کـه آن موضوع مهمتری را تـداعـی میکند... و آن مسئله این است که انجام کارهایی که من همیشه از آقایان خــواسته ام از صورت دادن بــیش از حد آنها برای همسرشان در مراحل آغازین ازدواج خودداری کـنند (مانند بیرون بردن آنها، خریدن هـــدایا، گل دادن به آنها و امثال این) چـه زمانی مناسب خواهد بود و آیا کلا صحیح است؟
همانگونه که از آن مشخص است، اغـلب مردانی که من می شناسم، می خواهند یک انسان سخاوتمند واقعی باشند.
به عبارت دیگر، من عمیقا تصور می کنم، اغلب ما مردان میـخواهیم واقعا با همسرمان خیلی خوب رفتار کنیم.
ما میـخواهیم برای همسرمان کارهایی دلپسند و اندیشمندانه انجام داده و در عوض از او نیز بخواهیم برایمان کارهایی دلپسند و اندیشمندانه انجام دهد.
خدا کند؟
مشکل زمانی پدید می آید که ما دل را بـه دریـا زده و شـروع بـه اسـتفاده بیش از حد از هدایا و الطاف نـموده، و با زنی که بـه تـمـلـک او درآمـده ایـم ارتباط را آغاز میکنیم.
اگر تصمیم دارید برای زنی که برایـش اهـمیت قائلید، کارهای شگفت انگیز انجام دهید، مطمئن شوید که آن کارها اثر و نتیجه ای در بر داشته باشند. و اطـمــینان حاصل نمایید که قابل پیش بینی نباشند.
اگر می خـواهـیـد بـه هـمسرتان هدیده ای بدهید که پول آن زیاد نباشد، برای وی غذای علاقه اش را پــخته، او را ماساژ داده، و با آوردن آبمیوه در بسترش به کار پایان دهید، و یا از این قبیل.
زنان کارهایی را می خـواهند که با خوش فکری انجـام گیـرنـد. نه اینکه از جواهرات لذت نـمی برند... اما اگر کاری انجام دهید که معنایش ایـن بـاشد، "مـن داشـتـم بـه تـو فـکـر میکردم، و می خواسم که تجربه ای شیرین داشته باشی،" نتـیـجـه و اثـرش از هـدایای گران قیمتی که با بی توجـهـی و بـی عـلاقگی انـتـخاب شـده اند، بسیار بیشتر خواهد بود.
اما همان طور که اشاره کردم، در خریداری هـدایا و انـجـام الـطـاف افراط نـکنید؛ هیچ گاه قابل پیش گویی نباشید.
و البته از لحاظ شوخی، این می تـواند یـک آزمـون عـالی بـرای دریـافتن جـنـبه یک زن در هنگامی باشد که مورد توجه فوق العاده قرار می گـیـرد. اگـر بعد از اینکه شما هدیه ای اندیشمندانه را به او اهدا کردید، مرتـبا بصورتی سرسختانه و نـیازمـنــدانه برای تکرار آن رفتار نمود، آنگاه ممکن است با زنی ناصواب طرف شده باشید.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
چرا مادران چنین نصیحتهای بدی میـکـنند؟ آیا آنها نمی خواهند پسرشان در برابر همسرش پیروز شود؟
گوش کنید: مادر شما احتمالا نمی تواند بخاطر آورد آن چه کـه بـاعـث احـسـاس کـردن سطح جذابیت یک مرد می شود شبیـه چـیسـت، و حتی اگر بتواند آنرا بخاطر آورد، قادر نخواهد بود بشما توضیح دهد چگونه آنرا انجام دهید.
مادران تجربه دارند.
آنها می دانـنـد مـردانی که هوای نفسانی و تمایلات جـنسی را در یک زن برمی انگیزند معمولا اخبار بدی هستند، و دوست ندارند که شما اینگونه ظاهر شوید.
مادران عموما به فرزندانشان در مورد اینکه چگونه زنان را مجــذوب خود کنند نصیحتهای مخوفی ارائه میدهند.
میتوانم ادامه دهم، ولی تصور میکنم مطلب را متوجه شده اید.

۵۰ مزیت مرد بودن!!!!

سلام دوستان عزیز
عید باستانی ما ایرانیان نزدیک است و با توجه به این موضوع تصمیم گرفتم مطلب طنزی را برای شما عزیزان بگذارم تا در شادی با هم سهیم باشیم.لحظات شادی مرا فراموش نکنید...
۱-اسم هر جک و جونوری رو روی شما نمیگذارند از قبیل آهو ،غزال ، پروانه ، شاپرک و موارد دیگر که اینجا جاش نیست!

۲-در عروسی میتونید لباسی رو که بارها به تن کردید رو دوباره بپوشید!

۳-میتونید هر صد سال یه بار هم موهاتون رو شونه نکنید و بعد بگید مد روزه!

۴-از ترس اینکه کسی سن شما رو بفهمه شناسنامتون رو قایم نمیکنید!

۵-مطمئنا استهلاک فک شما به مراتب کمتر است!

۶- مدل لباس دختر شمسی خانم چشمهاتون رو داخل دهانتون سرنگون نمیکنه!

۷-در موقع استرس هیچوقت ناخنهای خود را نمیجوید!

۸-هفته ای دو بار شکست عشقی نمیخورید!

۹-لازم نیست از ۱۸ سالگی موهای سرتون رو رنگ کنید چون موهای جوگندمی خیلی هم به شما میاد!

۱۰- فقط شما میتونید برید استادیوم!

۱۱- خودتون پنچری ماشینتونو میگیرید!

۱۲-لازم نیست با قرار دادن انواع جکهای هیدرولیک و غیر هیدرولیک در پاشنه کفش قدتون رو افزایش بدید!

۱۳- میتونید تمام روز بادوستانتون برید کوه و وقتی برمیگردید خونه برای خانمتون تعریف کنید که چه روز پرکاری داشتید!

۱۴- موقع خواستگاری به هیچ وجه نگران بر هم خوردن تعادل سینی چای نیستید!

۱۵- از دیدن کله پاچه دچار تشنج نمیشید!

۱۶- هیچ کس از اینکه دست پخت افتضاحی دارید به شما ایراد نمیگیره!

۱۷- فقط شمایید که لذت تماشا کردن فوتبال یوونتوس- بارسلونا را با گزارش عادل فردوسی پور درک میکنید!

۱۸- فقط شمایید که میتونید لذت تکچرخ زدن با cg رو تجربه کنید!

۱۹- میتونید با خط ریشتون بیش از ۱۲۰۰۰ اثر هنری خلق کنید!

۲۰- به طلا و جواهرات دیگران در حالی که دارید از حسادت منفجر میشید نگاه نمیکنید!

۲۱- تو عروسی ها لازم نیست چند تن زنجیر از خودتون آویزون کنید که تازه دیگران ازتون بپرسند بدلییییییه؟

۲۲- سر سفره عقد لازم نیست برید گل بچینید و گلاب بیارید و نون بگیرید و اینا…

۲۳- در حالی که خواهرتون باید بمونه خونه و آشپزی یاد بگیره شما میرید بیرون و گل کوچیک بازی میکنید!

۲۴- لازم نیست آدرس تمام مزون ها، پاساژها ،بوتیک ها و مراکز لاغری شهرتون رو حفظ باشید!

۲۵- اگه تو خیابون تویوتا کمری جلوی پاتون نگه نداشت به راحتی سوار یه پیکان میشید!

۲۶- لازم نیست همیشه جای جورابهای همسرتون رو حفظ باشید!

۲۷- فقط شما میتونید سه ساعت تمام برنامه نود رو با دوستاتون تفسیر کنید!

۲۸- لازم نیست روزی چهار بار مثل آمپول ب کمپلکس سریالهای بی سر و ته وطنی رو تماشا کنید!

۲۹- لازم نیست سالی یه بار زاویه دماغتون رو نسبت به افق تغییر بدید!

۳۰- میتونید حتی تا محل کارتون رو هم با دوچرخه طی کنید و کسی اونجوری به شما نگاه نکنه!

۳۱- میتونید راحت رو صندلی های جلوی اتوبوس بشینید و در عقب دود نخورید(البته این اتوبوس های brtاین قضیه رو خرابش کرد)!

۳۲- میتونید با شلوارک و رکابی راحت تا سر کوچه برید!

۳۳- خیالتون راحته که هرگز یک خواهر شوهر (و ایضا جاری) که مدام رو اعصابتون رزم آیش برقرار کنه ندارید!

۳۴- لباسهاتون ظرف ۴۸ ساعت دلتون رو نمیزنه!

۳۵- در زیر گرمای نابود کننده تابستون خیلی راحت با یه آستین کوتاه میایید بیرون!

۳۶- نیازی ندارید هر روز که از خواب پا میشید تا ساعت ۶ بعدازظهر رو جلوی آیینه با خودتون ور برید!

۳۷- نیازی نیست سه چهارم عمرتون رو توی کلاسهای آشپزی ،خیاطی، گلدوزی، آموزش فال شیرموز و تقویت اعتماد به نفس در ۳/۰ ثانیه بگذرانید!

۳۸- نیازی نیست داخل کیفتون به تعداد رنگهای یک lcd لنز چشم داشته باشید(رنگهای lcd معمولا بالای ۱۶ میلیون میباشد)!

۳۹- اگه به انواع فنون حرکات موزون آشنا نبودید هیچ اشکالی نداره!

۴۰- فقط شما میفهمید که یک ۲۰۶ اسپرت خفن چقدر زیباست!

۴۱- بدون اینکه کسی بهتون چیزی بگه میتونید ساعتها پلی استیشن بازی کنید!

۴۲- با دیدن سوسک و موش و امثالهم اجدادتون از گور در نمیایند و جلوتون رژه نمیروند!

۴۳- فرق cd رو با بشقاب میوه خوری متوجه میشید!

۴۴- با یک سرماخوردگی سه ماه در ccu بیمارستان بستری نخواهید شد!

۴۵- میتونید یه جوک بامزه تعریف کنید بدون اینکه خودتون قبل از همه دو ساعت تمام بهش بخندید!

۴۶- روی در هیچ مغازه ای ننوشته اند که از پذیرفتن آقایانی که شئونات اسلامی را رعایت نکنند معذوریم(بس که محجوب هستند آخه)!

۴۷- داشتن ریش پروفسوری از ویژگی های بسیار ممتاز است که مخصوص شما آقایان میباشد!

۴۸- فقط شما میتونید کت و شلوار بپوشید و کروات بزنید و کلی خوشتیپ بشید!

۴۹- بیش از ۶۰ درصد رشته های مهندسی رو شما به خودتون اختصاص دادید(دیگه از این با کلاس تر؟)!

۵۰- و در نهایت اینکه میتونید تو خیابون از هر کس که دلتون خواست بپرسید ساعت چنده؟! (این یکی دیگه ته ویژگی بود)


7 گام برای پرورش روح و روان

روان شناسان معتقدند: « بیاموزید چگونه به قلمرو درونتان وارد شوید . در این صورت، به پناهگاه مخصوصى وارد شده‏اید که همیشه در دسترس تان است .»
بى‏تردید بسیارى از افرادى که از بى حوصله گى و بى حالى و بى رمقى و بى هدفى و مشکل مبهم جسمى شکایت مى‏کنند ، در هماهنگى روحى و سرور درونى مشکل دارند و از این مساله غافلند که در روان آدمى دروازه‏اى به سوى جهان معجزات واقعى موجود است .
اگر این دروازه باز شود ، نخستین چیزى که تحت تاثیر قرار مى‏گیرد ، جسم و قواى بیرونى است . الفباى نخست ورود به این وادى سه کلمه است: امید ، باور و حرکت .
رهاورد این کلمات برنامه است. چون انسان امیدوار برنامه دارد تا به باورهاى خود جامه عمل بپوشاند .
ارشمیدس، ریاضى دان بزرگ یونان، مى‏گوید: « اهرمى از امید و باور به من بدهید تا من بدون محاسبات ریاضى زمین را از جاى خود جابه جا کنم. »
این دانشمند که از حکماى هفتگانه ی یونان است ، چنان عقیده دارد که اهرم امید و باور، جسم را قدرتى مافوق تصور بشر مى‏بخشد. به گونه‏اى که در یک لحظه ، بدون تامل و محاسبه ، مى‏توان کارى چنین سترگ را انجام داد . بسیارى از مردم در انتظار معجزه‏اند در حالى که خودشان باید خالق معجزه باشند .
در این مسیر و براى استفاده بهتر و کامل‏تر از قواى روانى و جسمى باید تصمیم بگیریم و براى روان و جسم خود برنامه بیولوژیک طراحى کنیم . این برنامه هفت گام دارد:
گام اول:
براى از میان برداشتن ذهنیت‏هایى که به ناتوانى و فقر و کمبود گرایش دارد . نخستین گام سپاس در برابر داشته‏ها است و عبادت و نیایش بهترین راه آن به شمار مى‏آید .
گام دوم:
توانمندى‏ها، ویژگى‏هاى مثبت و تجارب مؤثر خود را بشناسیم و از آن‏ها بهره بگیریم زیرا شناخت آن‏ها روحیه ما را شاداب‏تر و جسم ما را براى برنامه ریزى بیولوژیک آماده مى‏کند .
گام سوم:
در زندگى یک فرد ، زمانى معجزه روى مى‏دهد که باور کند هیچ چیز غیر ممکن نیست . پس اجازه دهیم جادوى دانستن و توانستن را تجربه کنیم .
گام چهارم:
اولویت‏هاى آرمانى و آرزوهاى خود را بر شماریم و خود را مقید کنیم از میان انگیزه‏هاى متنوعى که هر یک ما را به سمتى فرا مى‏خواند ، بهترین را برگزینیم .
گام پنجم:
در کنار امور جدى، علایق هنرى و استراحت و تفریح و مطالعه را در برنامه‏ها بگنجانیم .
گام ششم:
توفیقات خود را یادداشت کرده، دلایل شکست‏ها را بررسى کنیم و دوباره پیشقدم شویم .
نکته مهمى که در گام ششم نهفته است، یافتن انرژى مضاعف براى برنامه ریزى مجدد است . وقتى آدمى دلیل‏هاى عدم موفقیقت را بررسى مى‏کند ، انرژى اى مضاعف جهت‏برنامه ریزى مجدد که اصطلاحا برنامه ریزى جبرانى خوانده مى‏شود ، مى‏یابد .
امروزه روان شناسان معتقدند براى تربیت روان و جسم، بهترین چیز بالابردن انگیزه‏ها است و شناخت‏حیات و تلاش اندیشه‏هاى بزرگ و شخصیت‏هاى مهم پیشین از عوامل بالا بردن انگیزه است .
گام هفتم:
با اندیشه‏هاى بزرگ مانوس شوید . امروزه روان شناسان معتقدند براى تربیت روان و جسم، بهترین چیز بالابردن انگیزه‏ها است و شناخت‏حیات و تلاش اندیشه‏هاى بزرگ و شخصیت‏هاى مهم پیشین از عوامل بالا بردن انگیزه است . بزرگی مى‏گوید: «موفقیت‏خود را با موفقیت دیگران پیوند دهید تا (اندیشه‏ها و تلاش‏هاى آنان) شما را به پیش برند و موجب حداکثر ترقى شما شوند .»
بدن و روان تابع اندیشه‏هاى مایند . « روح و روان انسان نه دیدنى است نه لمس کردنى ولى در صورت صیقل خوردن خواهد درخشید .»


راهکار اصولی برای متحول سازی زندگی تان :

ما قصد داریم تا در این مقاله مهم ترین تکنیک های موجود در زمینه ایجاد تغییر و تحول در زندگی را به شما معرفی کنیم.


1- ریتم زندگی خود را آرام کنید
شما نیاز به زمان دارید تا بتوانید فکر کنید و افکار خود را در زندگی فردی بازتاب دهید. اگر تمام مدت سرتان شلوغ باشد، وقت کافی برای فکر کردن به اهداف خود ندارید چه برسد به اینکه بخواهید دست به عمل بزنید و زندگیتان را تغییر دهید. پس ریتم زندگی خود را آرام و ملایم نمایید و برای تغییر در زندگی خود فضا ایجاد کنید.
سعی کنید آهسته به جلو پیش بروید تا در عین حال بتوانید بیش از پیش از زندگی لذت ببرید. مشغولیت های بی مورد نه تنها لذت تماشای مناظر بی نظیر زندگی را از شما می گیرند بلکه باعث می شوند که شما هیچ حسی نسبت به اینکه کجا هستید، به کجا می روید، و چه کاری انجام می دهید نیز نداشته باشید.
ادی کانتور
2- خواستار تغییرباشید
"تمایل داشتن" ضروری است. این زندگی شماست، هیچ کس نمی تواند در آن تغییر ایجاد کند مگر خود شما. اگر خودتان خواستار تغییر نباشید، آنگاه هیچ چیز در این دنیا نمی تواند شما را مجبور به تغییر کند.
به این منظور در ابتدا باید به خود بگویید که با ایجاد تغییر، زندگی من از شرایط فعلی بهتر خواهد شد. اصلاً مهم نیست که زندگی شما تا چه اندازه خوب است به هر حال باز هم جای پیشرفت و ترقی وجود دارد. از سوی دیگر اگر تصور می کنید که زندگیتان اصلاً خوب نیست، باز هم ناامید نشوید، همیشه جای امیدواری برای بهبود اوضاع جود دارد. به خودتان بقبولانید که همیشه توانایی ایجاد تغییرات مناسب در زندگی را دارید.
3- مسئولیت پذیر باشید
قبول مسئولیت های زندگی یک "باید" است. دیگران را به خاطر اتفاقات بدی که در زندگیتان رخ می دهد سرزنش نکنید. انگشت سرزنش خود را به سوی خانواده، دوستان، کارفرما و یا وضعیت بد اقتصادی جامعه نشانه نگیرید. خوبی و بدی موجود در زندگی مستقیماً به عملکرد فردی شما بستگی دارد. زمانیکه مسئولیت این موارد را پذیرفتید، آنگاه می توانید انتظار ایجاد تغییرات شگرفی را در زندگی خود داشته باشید.
باید تصمیم بگیریم که خودمان و نه اوضاع و احوال پیرامونمان را تغییر دهیم. با این روش می توانیم خیلی موثرتر عمل کنیم.
استفان کوی
4- ارزش های اصلیتان را مرور کنید
در اعماق قلب هر فرد اصولی وجود دارد که وی به شدت به آنها معتقد است. از خود سوال کنید ارزشمندترین چیزی که در زندگیتان وجود دارد چیست؟ احساس می کنید برای داشتن یک زندگی موفق باید چه اصولی را رعایت کنید؟ اینها ارزش هایی هستند که خودتان باید نسبت به آنها آگاهی داشته باشید. آنها را پیدا کنید و به خودتان یادآوری نمایید.
5- دلایل مهم زندگیتان را پیدا کنید
ایجاد تغییر کار ساده ای نیست چراکه شما باید بر س حاکم بر زندگی خود غلبه کنید. درست مثل یک شاتل فضایی که برای غلبه بر جاذبه ی زمین نیاز به یک موشک پرقدرت دارد. شما هم برای غلبه بر س موجود در زندگی نیاز به یک منبع پرقدرت انرژی دارید. دلیل شما برای تغییر درست همان منبع انرژی است. برای پیدا کردن این دلایل ببینید چه چیزهایی برایتان مهم هستند.
6- افکار نیرو بخش را جایگزین افکار محدود کننده کنید
افکار محدود کننده جزء بزرگترین موانعی هستند که شما را از پیشرفت در زندگی محروم می کنند. ابتدا باید آنها را پیدا کنید تا بعداً بتوانید بر آنها غلبه کنید. به منظور تشخیص این قبیل افکار در ذهن خود به دنبال افکاری باشید که شامل عبارات زیر هستند:
"من نمی توانم...."
"قادر نیستم که ...."
"من هیچ وقت نتوانستم ....."
"هیچ راهی وجود ندارد که ...."
هر زمان که در ذهن خود به یکی از این افکار برخورد کردید، آن را یادداشت نمایید و یک تفکر نیرو بخش را جایگزین آن نمایید. در مقابل هر جمله منفی یک جمله ی مثبت بنویسید.
7- عادات خوب را جایگزین عادات بد کنید
شما می بایست علاوه بر افکار محدود کننده، عادات بد خود را نیز پیدا کنید. آیا عاداتی هستند که همیشه شما را از اقدام کردن باز می دارند؟ آیا رفتارهایی هستند که باید از آنها دست بشکنید؟ بهتر است که لیستی از آنها تهیه نمایید. سپس به جای اینکه سعی کنید آنها را ترک کنید، یکسری عادات مثبت برای جایگزین نمودن آنها در نظر بگیرید. فرض کنید یکی از عادات بد شما تماشای بیش از اندازه تلویزیون است. به جای اینکه مدت زمان تماشای تلویزیون را کم کنید، به انجام کاری فکر کنید که جایگزین تلویزیون شود. به عنوان مثال می توانید مطالعه کردن را انتخاب کنید.
8- برای خود الگو و مربی انتخاب کنید
پیدا کردن یک الگو در زندگی کمک بزرگی در راه تعالی آرمان ها محسوب می شود. او می تواند شما را راهنمایی کرده و مشکلات و موانع موجود بر سر راهتان را یادآوری نماید. با این کار می توانید در وقت و ان‍رژی خود صرفه جویی کنید.
البته پیدا کردن یک مربی خوب ساده نیست و در ابتدا شما باید به او ثابت کنید که فرد مستعد و قابلی هستید. سعی کنید در نظر او فرد مفیدی جلوه کنید. در کارها کمکش کنید تا ثابت کنید که شاگرد زرنگی هستید و این ارزش را دارید که بر روی شما سرمایه گذاری کند.
9- انتظارات منطقی داشته باشید
باید از ابتدای راه انتظارات منطقی را در ذهن خود بپرورانید. کار شما در مراحل ابتدایی به مراتب ساده تر است و هر چه جلوتر می روید موانع و مشکلات هم بیشتر می شوند. تغییر و تحول نیازمند زمان است به ویژه اگر بخواهید تغییرات دائمی در زندگی خود ایجاد کنید. انتظارات منطقی، شما را در شرایط سخت همچنان پابرجا نگه می دارند.
10- پیوسته در حرکت باشید
مسئله اصلی آغاز نمودن کار است. زمانیکه شروع کردید، آنوقت می توانید با سرعت دلخواه به جلو پیش بروید. درست مثل هل داد ماشین، در ابتدا باید نیروی زیادی به آن وارد کنید تا راه بیفتد، اما وقتی راه افتاد نیاز به انرژی کمتری دارد. همیشه در حال بهبود زندگی خود باشید. سعی کنید هر روزتان بهتر از دیروز باشد. همانطور که قبلاً هم گفتیم تا تغییر و تحول نباشد، خبری از رشد و پیشرفت هم نخواهد بود.


چرا برخی در زندگی "شانس" می آورند؟

ریچارد وایزمن
روانشناس دانشگاه هارتفوردشایر
چرا برخی مردم بی وقفه در زندگی "شانس" می آورند درحالی که سایرین همیشه "بدشانس" هستند؟
مطالعه برای بررسی چیزی که مردم آن را "شانس" می خوانند، ده سال قبل شروع شد..
می خواستم بدانم چرا بخت و اقبال همیشه در خانه بعضی ها را می زند، اما سایرین از آن محروم می مانند. به عبارت دیگر چرا بعضی از مردم "خوش شانس" و عده دیگر "بدشانس" هستند؟
آگهی هایی در روزنامه های سراسری چاپ کردم و از افرادی که احساس می کنند خوش شانس یا بدشانس هستند خواستم با من تماس بگیرند. صدها نفر برای شرکت در مطالعه من داوطلب شدند و در طول سال های گذشته با آنها مصاحبه کردم، زندگی شان را زیر نظر گرفتم و از آنها خواستم در آزمایش های من شرکت کنند. نتایج نشان داد که هرچند این افراد به کلی از این موضوع غافلند، کلید خوش شانسی یا بدشانسی آنها در افکار و کردارشان نهفته است.
برای مثال، فرصت های ظاهرا خوب در زندگی را در نظر بگیرید. افراد خوش شانس مرتبا با چنین فرصت هایی برخورد می کنند، درحالی که افراد بدشانس نه.
با ترتیب دادن یک آزمایش ساده سعی کردم بفهم آیا این مساله ناشی از توانایی آنها در شناسایی چنین فرصت هایی است یا نه. به هر دو گروه افراد "خوش شانس" و "بدشانس" روزنامه ای دادم و از آنها خواستم آن را ورق بزنند و بگویند چند عکس در آن هست. به طور مخفیانه یک آگهی بزرگ را وسط روزنامه قرار دادم که می گفت: "اگر به سرپرست این مطالعه بگویید که این آگهی را دیده اید 250 پوند پاداش خواهید گرفت." این آگهی نیمی از صفحه را پر کرده بود و به حروف بسیار درشت چاپ شده بود. با این که این آگهی کاملا خیره کننده بود، افرادی که احساس بدشانسی می کردند عمدتا آن را ندیدند، درحالی که اغلب افراد خوش شانس متوجه آن شدند.
مطالعه من نشان داد که افراد بدشانس عموما عصبی تر از افراد خوش شانس هستند و این فشار عصبی توانایی آنها در توجه به فرصت های غیرمنتظره را مختل می کند.
در نتیجه، آنها فرصت های غیرمنتظره را به خاطر تمرکز بیش از حد بر سایر امور از دست می دهند.
برای مثال وقتی به مهمانی می روند چنان غرق یافتن جفت بی نقصی هستند که فرصت های عالی برای یافتن دوستان خوب را از دست می دهند.
آنها به قصد یافتن مشاغل خاصی روزنامه را ورق می زنند و از دیدن سایر فرصت های شغلی بازمی مانند.
افراد خوش شانس آدم های راحت تر و بازتری هستند، در نتیجه آنچه را در اطرافشان وجود دارد و نه فقط آنچه را در جستجوی آنها هستند می بینند.
تحقیقات من در مجموع نشان داد که آدم های خوش اقبال براساس چهار اصل، برای خود فرصت ایجاد می کنند...
اولا آنها در ایجاد و یافتن فرصت های مناسب مهارت دارند،
ثانیا به قوه شهود گوش می سپارند و براساس آن تصمیم های مثبت می گیرند.
ثالثا به خاطر توقعات مثبت، هر اتفاقی نیکی برای آنها رضایت بخش است،
و رابعا نگرش انعطاف پذیر آنها، بدبیاری را به خوش اقبالی بدل می کند.
در مراحل نهایی مطالعه، از خود پرسیدم آیا می توان از این اصول برای خوش شانس کردن مردم استفاده کرد.
از گروهی از داوطلبان خواستم یک ماه وقت خود را صرف انجام تمرین هایی کنند که برای ایجاد روحیه و رفتار یک آدم خوش شانس در آنها طراحی شده بود.
این تمرین ها به آنها کمک کرد فرصت های مناسب را دریابند، به قوه شهود تکیه کنند، انتظار داشته باشند بخت به آنها رو کند و در مقابل بدبیاری انعطاف نشان دهند. یک ماه بعد، داوطلبان بازگشته و تجارب خود را تشریح کردند. نتایج حیرت انگیز بود: 80 درصد آنها گفتند آدم های شادتری شده اند، از زندگی رضایت بیشتری دارند و شاید مهم تر از هر چیز خوش شانس تر هستند.
و بالاخره این که من "عامل شانس" را کشف کردم.
چهار نکته برای کسانی که می خواهند خوش اقبال شوند:
به غریزه باطنی خود گوش کنید، چنین کاری اغلب نتیجه مثبت دارد.
با گشادگی خاطر با تجارب تازه روبرو شوید و عادات روزمره را بشکنید.
هر روز چند دقیقه ای را صرف مرور حوادث مثبت زندگی کنید.

از عجایب هفت گانه چه می دانید؟

این هفت بنای باستانی از آن جهت برای مردم بسیار عجیب به نظر می رسند که انسانهای قدیم آنهارا با کمک ابزارهای بسیار ابتدایی بنا نهاده اند وکاری ما فوق دانش روزگار خود انجام داده اند.

اهرام مصر
ساختن اهرام در سرزمین مصر به فرمان فرعونها از سه هزار سال قبل ازمیلاد مسیح آغاز شد (حدود ۵۰۰۰ سال قبل) وآخرین آنها در سال ۱۸۰۰ قبل ازمیلاد به پایان رسید هر فرعون برای خود هرمی می ساخت تا آرامگاه ابدی او باشد تا به اعتقاد مصریان زمانی که روح به بدن پادشاه برمیگردد بتواند در بدن اوکه مومیایی می شد جای بگیرد وفرعون د وباره بتواند زندگی را ازسر بگیرد وبه همین علت معمولا بدن مومیایی شده فرعون را تابوتی که به شکل صورت او ساخته شده بود قرار می داد ند ودر کنارش مجموعه ای ازلوازم زند گی - خوراک - پوشاک و حتی کشتی اختصاصی اش را دفن می کردند هر هرم طی دهها سال و توسط صد ها هزار برده ساخته می شد.. قدیمی ترین هرم مصر در ناحیه ساکارا قرار دارد وبزرگترین و کامل تر ین هرم که جزو عجایب هفتگانه به شمار می رود هرم خئوپس است که که در نزدیکی جیزه قرار دارد این هرم در حد ود ۱۳ جریب زمین مساحت دارد و ارتفاع اصلی آن ۱۴۸ متر بوده که به مرور زمان به ۱۳۸ متر کاهش پید ا کرده است.

باغهای معلق بابل
گفنه می شود که این باغها توسط بخت النصر ساخته شد وی بعد از ویران کردن معبد سلیمان در محل بیت المقدس کنونی در سال ۶۰۰ قبل از میلاد این باغهای معاق را برای ملکه خو د که د ختر هوخشتر پادشاه قدرتمند ماد بود بنا کر د این باغ 5 طبقه داشت هر طبقه با ۱۵ متر فاصله بر روی طبقه زیرین ساخته شده بود و در هر طبقه گلها وگیاهان فراوانی را کاشته بودند وشاید از آن جایی که شاخ وبرگ درختان به سمت طبقه های زیرین آویزان می شده آن را باغهای معلق گفته اند البته باید اضافه کرد کشور بابل در منطقه عراق کنونی واقع بود.

مجسمه زئوس
مجسمه زئوس در سال ۴۳۵ قبل از میلا د در شهر المپیا ساخته شد شهری که بازیهای المپیک از آنجا آغاز شد این مجسمه که شاهکاری از هنر و دانش بشری بود به نشانه احترام وپرستش زئوس که به اعتقاد یونانیان خدای خدایان بود بر پا شده بود جنس مجسمه از سنگ مرمر خالص بود وبرای تزئئن بخش های گوناگون آن از طلا وعاج استفاده کرده بودند و بلندای آ ن به ۱۳متر می رسید این شاهکار هنری بر اثر جنگهای گوناگون به کلی از بین رفت.

معبد دیانا
این معبد ۵۵۰ قبل از میلا د مسیح در ناحیه افه سوس در ترکیه کنونی ساخته شد ساخت این معبد آنقد ر مهم بود که مردم شهرهای گوناگون با فرستادن هدایایی در ساحت آ ن شرکت کرد ند و پس از تکمیل از تمامی نقاط برای زیارت آن می آمد ند طول و عرض معبد ۱۳۰ در ۶۹ متر بود و ۲۷ ستون از مرمر خالص سقف آن را نگه می داشت که هر کدام از این ستون ها حدود ۱۹ متر ارتفاع داشتند ولی در سال ۳۶۵ بعد از میلاد اروس توستن فقط به خاطر کسب شهرت وقد رت این بنا را به آتش کشید اما بعد مدتی آنرا تعمیر کردند و تالار جدیدی برای آن ساختند وسرانجام به فرمان نرون آن جا را به کلی ویران ساختند.

مجسمه آپولو
گفته می شود که مجسمه آپولوکه یکی از خدایان یونان قدیم بوده است درنزد یکی آسیای صغیر و در مدخل خلیج رودس برپا شده بود این مجسمه از جنس برنز و به ارتفاع ۳۰ متر ساخته شده بود نصب این مجسمه بر روی زمین از شاهکارهای معماری محسوب می شده و مخصوصا حالت ایستاده آپولو در حالی که پاهای خودرا باز کرده بسیار جالب بوده است اما مجسمه در سال ۲۲۴ قبل از میلاد مسیح بر اثر یک زلزله شدید سرنگون شد و تا سالیان درازی به همان ترتیب بر روی زمین باقی ماند پس از مدتی مردم برای استفاده از فلز برنز بدن مجسمه تکه های آن را جدا کردند تا آنکه بالاخره چیزی از آن باقی نماند.

آرامگاه ماسولوس
در سال ۳۵۲ قبل از میلاد هنگامیکه ماسولوس پادشاه کاریس در ترکیه کنونی درگذ شت آرامگاه باشکوهی از مرمر خالص برای اودر شهر هالیکارناس بنا کرد ند این ساختمان چهار گوش و محیط آن ۱۴۰ متر بود و سقفی هرمی شکل داشت که بر روی تعدادی ستون استوار بود و بر بالای آن مجسمه کالسکه پیروزی با چهار اسب که شاه وملکه بر آن سوار بودند نصب دیده می شد بلندی این مقبره به بیش ار ۴۰ متر می رسید و بارها توسط اعراب و بربر ها مورد حمله قرار گرفت تا اینکه به سبب زلزله شدیدی از بین رفت اما در قرن نوزده میلادی بخشهایی از کشف گردید که هم اکنون در موزه بریتانیا نگهداری می شود.

فانوس دریای اسکندریه
شاید قابل استفاده ترین این بناهای هفتگانه چراغ دریایی بود که در بندر اسکندریه مصر برپا شده بود این بنا ۲۰۰ پیش از میلاد مسیح توسط یکی از فراعنه وبرای تقدیم به یکی از خدایان برپا شده بود این ساختمان که بر بالای آن کوهی از آتش برپا می شد وظیفه راهنمایی کشتی ها را داشت و در حقیقت اولین چراغ دریایی جهان بوده است این فانوس دریایی تا ۶۰۰ سال به خوبی انجام وظیفه کرد تا آنگه سر انجام بر اثر زلزله ای کاملا از بین رفت

راههای سحرخیزی

جایی که در آن می خوابید و صبح قرار است در آن بیدار شوید خودش می تواند یک عامل برای سحر خیزی باشد هر چند این عامل در افراد مختلف متغیر است اما مثلا داشتن یک اتاق خواب منظم و مرتب و تمیز می تواند بسیار در سحرخیز بودن شما موثر باشد و نظم این اتاق سبب شود که شما احساس کنید سر زمانی که با خود قرار گذاشته اید باید از خواب بیدار شوید.

در ادامه ی این مقاله ۲۳ نکته برای رسیدن به این عادت ذکر شده بود که در نوع خودشان جالب هستند و به نظرم اگر کسی اراده کافی داشته باشد می تواند به این نکات این عادت بسیار خوب و مفید را در خود ایجاد کند:

۱) محیط خوابتان را برای بیدار شدن مساعد کنید:
جایی که در آن می خوابید و صبح قرار است در آن بیدار شوید خودش می تواند یک عامل برای سحر خیزی باشد هر چند این عامل در افراد مختلف متغیر است اما مثلا داشتن یک اتاق خواب منظم و مرتب و تمیز می تواند بسیار در سحرخیز بودن شما موثر باشد و نظم این اتاق سبب شود که شما احساس کنید سر زمانی که با خود قرار گذاشته اید باید از خواب بیدار شوید.

۲) به اندازه کافی بخوابید:
این یکی از عوامل اصلی است که سبب می شود افراد با زود از خواب بیدار شدن مشکل داشته باشند، در اصل داشتن خواب کافی زود بیدار شدن از خواب را چندین بار آسان تر میکند.
این بدان معنی است که بایستی کمی با خودتان برای رفتن به موقع به رختخواب جدال کنید و سعی کنید بر نگرانی از دست دادن ساعات انتهایی شب و بعضا نیمه شب پایان دهید و البته جای نگرانی هم نیست می توانید این ساعات را با سحر خیزی در فردا صبح به دست بیاورید.

۳) کارهای روز بعدتان را در شب قبلش مشخص کنید:
نوشتن و یادداشت کردن کارهای مهمی که قرار است صبح بعد از بیدار شدن از خواب انجام دهید می تواند اراده شما را در سحرخیزی و شروع بی درنگ روزمرگی تان محکم تر کند. هر چه اراده قوی تری داشته باشید راحت تر می توانید سحر خیز شوید.

۴) در رختخواب مطالعه نکنید:
گذارندان چندین دقیقه در رختخواب و سعی در آرام کردن فکرتان و بدنتان بدن شما را متوجه میسازد که زمان خواب فرا رسیده است، با تمرین در این زمینه می توانید کم کم با ورود به رختخواب در کمتر از ۱۰ دقیقه به خواب بروید که البته هدف اصلی هم همین است پرداختن به کارهای جنبی مثل کتاب خواندن و غیره بیشتر باعث به هم ریختگی فکر و طولانی شدن زمان فرو رفتن به خواب خواهند شد.

۵) بلافاصله قبل از خواب چیزی نخورید:
اگر در فاصله ی زمانی کمتر از دو ساعت به خوابیدن چیزی بخورید و بعد به رختخواب بروید بدن شما درگیر هضم غذا خواهد بود و این امر می تواند در خواب شما اختلال ایجاد کند و یا اصلا زمان به خواب رفتنتان را طولانی کند.

۶) استرس را در خودتان از بین ببرید:
استرس یکی از مواردی هست که همیشه سبب کم خوابی می شود، می توان استرس را با تمرینات ویژه ی یوگا یا سعی بر کنترل نحوه ی تنفس و سایر موارد قبل از رفتن به رختخواب کاهش داد.

۷) به خودتان جایزه بدهید:
همیشه قرار نیست با این تفکر از خواب بیدار شوید که مثلا کلی کار دارید، می توانید برای خودتان در صورتی که زود از خواب بیدار شوید مواردی را به عنوان جایزه تعیین کنید، مثلا دیدن یک برنامه ی تلویزیونی صبحگاهی مورد علاقه، خوردن صبحانه یی خاص یا خوردن یک بستنی در شروع صبح یا هر چیز دیگری که می تواند برای بیدار شدن و ترک سریع رختخواب در صبح زود به شما انگیزه بدهد.

۸) نرمش های صبحگاهی:
قدری نرمش و یا ورزش خاص در شروع صبح میتواند بسیار مفید باشد، سبب گردش بهتر خون در بدن شود شما را در شروع صبح شاداب تر نماید و در نهایت روزتان را به بهترین شکل ممکن شروع کنید.

۹) در رختخواب به خودتان برای بیدار شدن دروغ نگوئید:
همیشه سعی کنید بلافاصله بعد از بیدار شدن رختخواب خودتان را ترک کنید، اینکه مثلا ۱۰ یا ۲۰ دقیقه ی دیگر از جایم بلند خواهم شد در حالی که بیدار شده اید اصلا به شما کمکی نخواهد کرد و هر چه بیشتر در زمانی که بیدار شده اید در رختخواب بمانید بدنتان تمایلش برای بازگشت به خواب عمیق بیشتر می شود.

۱۰) با پنجره های باز بخوابید:
هوای تازه برای همه ی ما خوب است و سبب می شود تا خواب عمیق تر و آرام تری داشته باشیم.

 
ادامه مطلب را با مراجعه به لینک <<ادامه مطلب>> دنبال کنید...
۱۱) سعی کنید با طلوع خورشید بیدار شوید:
بیدار شدن با طلوع خورشید از نظر روانشناسی باعث می شود در شروع روز بسیار سر حال تر باشید و بدنتان نیز کم کم برای بیدار شدن در این زمان خاص تبدیل به ساعت می شود.

۱۲) بر تمرین دادن بدن اصرار داشته باشید: سعی کنید همیشه راس یک ساعت خاص از خواب بیدار شوید بیدار شدن از خواب در یک ساعت خاص می تواند سبب ایجاد عادت برای بیداری در آن ساعت در بدن شود و فراموش نکنید سحرخیزی تنها یک عادت است.

۱۳) از خانه بیرون بزنید:
خروج از خانه در صبح زود پیاده روی و یا دویدن در اینگونه ساعتها بسیار لذت بخش است خصوصا که شنیدن صداهای صبحگاهی و نور خورشید در این ساعتها بدن را شاداب تر میکند و در عین حال تجربه ی این شرایط می تواند انگیزه یی باشد برای سحرخیزی در روزهای بعدی.

۱۴) به بدن خود گوش دهید:
بدن شما خیلی خوب می تواند احتیاجاتش را به شما اطلاع دهد، اگر هنگامی که صبح از خواب بیدار می شوید هنوز احساس خستگی میکنید سعی کنید شبها زودتر به رختخواب بروید بدن شما کم کم یک الگوی معین برای خوابیدن و بیدار شدن پیدا میکند و کاملا بر آن منطبق خواهد بود.

۱۵) زنگ ساعت خود را تغییر دهید:
اجازه ندهید هر روز با یک زنگ خاص و همیشگی بیدار شوید، علاوه بر اینکه این روند برای خودتان خوشایند نخواهد بود بعد از مدتی زنگ ساعتتان دیگر شما را نمی تواند بیدار کند.

۱۶) برای فردا صبح آماده باشید:
سعی کنید چیزهایی که برای فردا صبح احتیاج دارید را شب قبل آماده کنید، مثلا کیف وسائل تان، لباس هایتان و یا وسیله ی خاصی که باید همراه داشته باشید و .... در این شرایط دیگر نیازی ندارید در رختخواب به این موارد و آماده سازیشان فکر کنید.

۱۷) با رادیو بیدار شوید:
استفاده از رادیو به جای زنگ ساعت علاوه بر تنوع می تواند در بسیاری از افراد سبب ایجاد انگیزه در ترک رختخواب شود.

۱۸) از ساعات اضافی صبح بهره ببرید:
هدف از صبح زود بیدار شدن چیست؟ وقتی هر صبح زود از خواب بلند شوید مسلما در شروع بسیاری از روزهایتان یکی دو ساعت وقت آزاد و اضافی خواهید داشت که مغزتان در آن هنگام از صبح شاداب ترین ساعات و آماده ترین ساعتش را میگذارند می توانید از این ساعات استفاده ی بسیار مفیدی بکنید و بهتر است برای این ساعات برنامه ی خاصی داشته باشید در غیر اینصورت کم کم در سحرخیزی بی انگیزه می شوید.

۱۹) قرارهای مهم خود را در صبح بگذارید:
داشتن قرارهای ملاقات مهم در صبح می تواند انگیزه ی کافی به هر فردی برای بیدار شدن در صبح زود را بدهد.

۲۰) برای خودتان یک شریک مشابه پیدا کنید:
راستش در برخی موارد بد نیست برای سحر خیز شدن با یکی مثل خودتان که دوست دارد سحرخیز باشد ولی فکر میکند نمی تواند همراه شوید در این شرایط اگر هر دو واقعا برای بیدار شدن در صبح زود تصمیم گرفته باشید می توانید دراستواری بر این تصمیم در یکدیگر موثر باشید.

۲۱) به دیگران راجع به سحر خیزی خود بگوئید:
بگذارید همه ی اطرافیانتان بداند که شما صبح زود از خواب بیدار می شوید، اینکه وانمود کنید هنوز مثل گذشته هستید باعث می شوید مثل گذشته شوید!!!

۲۲) خواب های روزانه را ترک کنید:
این یک حقیقت مسلم است کسانی که در روز خواب حتی کوتاهی هم دارند برای خواب شب مشکل دارند، سعی کنید اگر به این نوع از خواب عادت دارید آن را به مرور ترک کنید چون اختلال در خواب شب یکی از علل اصلی عدم بیدار شدن در ساعت دلخواه صبح است.

۲۳) عملکرد خود را دنبال کنید:
بد نیست عملکرد خود را در زمینه ی سحرخیزی با سایتی مثل - دنبال کنید و تجزیه تحلیلش کنید تا ببینید آیا واقعا دارید به هدف خود یعنی سحرخیزی نزدیک می شوید یا دور.
با چندین روز تمرین و سعی به راحتی می توان عادت سحرخیزی را ایجاد کرد فقط کافی است این امر را به صورت یک عادت دائم در بدن ایجاد کرد یا این تمرینات و داشتن اراده در روزهای آتی زمان خواب و بیدار شدنتان دیگر دست شما نخواهد بود و بدنتان به خوبی در این موارد برای شما تصمیم میگیرد.



آخرین سخنان داریوش بزرگ (وصیت نامه)

تاریخ ایران حکایت از آن دارد که مردانی بس بزرگ در ایران زیسته اند و از خود یادگارهای بزرگی فکری و فرهنگی و.....بجای گذاشته اند بر ماست که اینان را بشناسم و بدانیم میراث دار سرزمینی بزرگ هستیم که سابقه طولانی در فرهنگ و تمدن و هنر دارد؛ وظیفه ما بالیدن صرف به داشته های گذشته مان نیست (روایت اینها صرفا بخاطر بالا رفتن عزت نفس هر ایرانی؛ لازم است تا بداند اگر بخواهد از هیچ تمدنی چیزی کم نداشته است و نخواهد داشت )ما می‌خواهیم با معرفی نکات برجسته تمدنهای گذشته به هویت ایرانی خود بیشتر آگاه شویم و بدانیم رسالت پاسبانی از این میراث کار بزرگی است.

در اینجا با این طرز نگاه وصیت نامه داریوش شاه بزرگ هخامنشی که بعد از کوروش سهم عظیمی‌در تمدن ایران باستان دارد را آورده ایم
اینک که من از دنیا می‌روم بیست و پنج کشور جزو امپراطوری ایران است و در تمام این کشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان و در آن کشورها دارای احترام هستند و مردم کشورها نیز در ایران دارای احترام می‌باشند . جانشین من خشایارشا باید مثل من در حفظ این کشورها بکوشد و راه نگهداری این کشورها این است که در امور داخلی آنها مداخله نکند و مذهب و شعائر آنها را محترم بشمارد .
اکنون که من از این دنیا می‌روم تو دوازده کرور زر در خزانه سلطنتی داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو می‌باشد زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست . البته بخاطر داشته باش که تو باید به این ذخیره بیافزایی نه اینکه از آن بکاهی . من نمی‌گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن زیرا قاعده این زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند اما در اولین فرصت آنچه برداشتی به خزانه برگردان . مادرت آتوسا بر من حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن .
ده سال است که من مشغول ساختن انبارهای غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن این انبارها را که با سنگ ساخته می‌شود و به شکل استوانه است در مصر آموختم و چون انبارها پیوسته تخلیه می‌شود حشرات در آن بوجود نمی‌آید و غله در این انبارها چند سال می‌ماند بدون اینکه فاسد شود و تو باید بعد از من به ساختن انبارهای غله ادامه دهی تا اینکه همواره آذوقه دو یا سه سال کشور در انبارها موجود باشد و هر ساله بعد از اینکه غله جدید بدست آمد از غله موجود در انبارها برای تامین کسر خواربار استفاده کن و غله جدید بعد از اینکه زیاد شد به انبار منتقل نما و به این ترتیب تو هرگز برای آذوقه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو دو و یا سه سال پیاپی خشکسالی شود .
هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی نگمار و برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافی است چون اگر دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی بگماری و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نامشروع نمایند نخواهی توانست آنها را به مجازات برسانی چون با تو دوست هستند و تو ناچاری که رعایت دوستی بنمایی ....
کانالی که من می‌خواستم بین شط نیل و دریای سرخ بوجود بیاورم هنوز به اتمام نرسیده و اتمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد و تو باید آن را به اتمام برسانی و عوارض عبور کشتی ها نباید آنقدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی ها ترجیح بدهند که از آن عبور نکنند .
اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا اینکه در قلمرو ایران نظم و امنیت برقرار شود ولی فرصت نکردم سپاهی به یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی و با یک ارتش نیرومند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشا ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند .
توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده چون هر دوی آنها افت سلطنت هستند و بدون ترحم دروغگو را از خود دور نما . هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط نکن و برای اینکه عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند برای مالیات قانونی وضع کردم که تماس عمال دیوان را با مردم خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ کنی عمال حکومت با مردم زیاد تماس نخواهند داشت .
افسران و سربازان ارتش را راضی نگهدار و با آنها بدرفتاری نکن . اگر با آنها بدرفتاری کنی آنها نخواهند توانست معامله متقابل کنند اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته شدن خودشان باشد و تلافی آنها به این طور خواهد بود که دست روی دست گذارده و تسلیم می‌شوند تا اینکه وسیله شکست خوردنت را فراهم نمایند .
امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسند تا اینکه فهم و عقل آنها بیشتر شود و هر قدر که فهم و عقل آنها زیادتر شود تو با اطمینان بیشتر می‌توانی سلطنت نمایی . همواره حامی‌کیش یزدان پرستی باش اما هیچ قومی‌را مجبور نکن که از کیش تو پیروی کنند و پیوسته بخاطر داشته باش که هر کس باید آزاد باشد که از هر کیش که میل دارد پیروی نماید .
بعد از اینکه من زندگی را بدرود گفتم بدن مرا بشوی و آنگاه کفنی را که خود فراهم کردم بر من بپیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قیر بگذار اما مقبره مرا که موجود است مسدود نکن تا هر زمان که می‌توانی وارد قبر شوی و تابوت سنگی مرا در آنجا ببینی و بفهمی‌من که پدر تو و پادشاهی مقتدر بودم و بر بیست و پنج کشور سلطنت می‌کردم مردم و تو نیز مثل من خواهی مردزیرا سرنوشت آدمی‌این است که بمیرد خواه پادشاه بیست و پنج کشور باشد یا یک خوار کن . هیچ کس در این جهان باقی نمی‌ماند . اگر تو هر زمان که فرصت بدست می‌آوری وارد قبر من شوی و تابوت را ببینی غرور و خودخواهی بر تو غلبه خواهد کرد اما وقتی مرگ را نزدیک خود دیدی بگو که قبر مرا مسدود کنند و وصیت کن که پسرت قبرتو را باز نگه دارد تا اینکه بتواند تابوت حاوی جسد تو را ببیند .
زنهار زنهار ، هرگز هم مدعی و هم قاضی نشو اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بیطرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار دهد و رای صادر نماید زیرا کسی که مدعی است اگر قاضی هم بشود ظلم خواهد کرد .
هرگز از آباد کردن دست برندار ؛ زیرا اگر دست ازآباد کردن برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد رفت زیرا قاعده این است که وقتی کشور آباد نمی‌شود بطرف ویرانی می‌رود . در آباد کردن ؛ حفر قنات و احداث جاده و شهرسازی را در درجه اول اهمیت قرار بده . عفو و سخاوت را فراموش نکن و بدان که بعد از عدالت برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت ولی عفو فقط باید موقعی بکار رود که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطایی کرده باشد و تو خطاکار را عفو کنی ظلم کرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای .
بیش از این چیزی نمی‌گویم واین اظهارات را با حضور کسانی که غیر از تو در اینجا حاضر هستند کردم تا اینکه بدانند قبل از مرگ من این توصیه ها را کرده ام و اینک بروید و مرا تنها بگذارید زیرا احساس می‌کنم مرگم نزدیک شده است