ماتریالیسم تاریخی
مفهوم ماتریالیستی تاریخ، همانطور که از نامش مشخص است، از مارکس آغاز میشود و زیربنای فلسفه کمونیست است. منظورم این نیست که هیچ فردی بدون پذیرش آن نمیتواند کمونیست باشد، بلکه میخواهم بگویم حزب کمونیست این تئوری را پذیرفته و بهشدت بر سیاست و تاکتیکهای آن تأثیر دارد. این نام نمیتواند بهدرستی تمام معنا را منتقل کند. این بدان معنی است که تمام اجزای تشکیلدهنده تاریخ با انگیزههای اقتصادی شکل گرفتهاند. این دیدگاه هیچ ارتباطی با دیدگاه ماتریالیسم از دیدگاه فلسفی ندارد. ماتریالیسم به معنای فلسفی ممکن است به شکل نظریهای تعریف شده باشد که برای تمام مسائل روانی و واقعی، علل فیزیکی را درنظر میگیرد. اولینبار، مارکس ماتریالیسم با این معنی را بیان کرد و این تعریف برای تمام مارکسیستها به شکل یک اصل پذیرفتهشده است. اثبات آن مقولهای طولانی است که در اینجا نیازی به طرح آن نداریم. درواقع، درستی یا نادرستی آن بر سیاست تأثیری ندارد.
بهطور خاص، ماتریالیسم ثابت نمیکند که اساس سیاست، علل اقتصادی است. از نظر بوکل ، آب و هوا نیز بهعنوان یکی از علل اصلی با ماتریالیسم سازگار است. از دیدگاه فروید، همه چیز نتیجه مسائل جنسی است. راههای بیشماری برای درک تاریخ وجود دارد که به لحاظ مفهوم فلسفی ماتریالیستی هستند ولی تحلیل اقتصادی ندارند و شامل استدلال مارکس نمیشوند. بنابراین؛ علیرغم اینکه خود مفهوم ماتریالیسم درست است، درک ماتریالیستی از تاریخ ممکن است نادرست باشد.از سوی دیگر، اگر حتی فلسفه ماتریالیسم اشتباه باشد، ممکن است علل اقتصادی سقوط کند. علل اقتصادی از طریق نیاز انسانها به جمعآوری اموال پدید میآید، حتی اگر این میل بهدرستی قابلتوضیح نباشد.
بنابراین هیچ رابطه منطقی بین ماتریالیسم و درک ماتریالیستی در تاریخ وجود ندارد.
بلشویسم از تئوری تا عمل
برتراند راسل
ترجمه امیر سلطان زاده
نشر علم
بخش2, فصل 1
+ نوشته شده در دوازدهم فروردین ۱۳۹۶ ساعت 22:7 توسط
|