مکاتب و فرقه‌های مسیحی منتقد آموزه تثلیث:

1- ابیون‌ها[2]: یكی از قدیمی‌ترین فرقه‌های مسیحی كه «ابیون» نام دارند از موحدین اولیه محسوب می‌شوند. آنان "پولس" را به خاطر این تعلیم كه عیسی –یك انسان- پسر خدا است، كافر می‌دانستند. حتی برخی از دانشمندان می‌گویند كه مسیح تا اواسط قرن دوم، خدا شمرده نمی‌شد؛[3] "ویل دورانت"[4] تاریخ­نویس مشهور در مورد تفکراتی که توسط پولس وارد مسیحیت شده نوشته: پولس، الهیاتی به وجود آورد که در سخنان مسیح چیزی جز نکات مبهم از آن نمی­توان یافت. وی در ادامه می‌نویسد: پولس مفاهیمی در الهیات مسیحیت وارد کرد که برای مشرکان قابل قبول­تر از یهودیان بود.[5]

البته در این مورد، علت اینکه ابیون‌ها صراحتا دکترین تثلیث را رد نکرده­اند این است که هنوز در آن تاریخ این باور وارد مسیحت نشده بود، بلکه مقدمات آن یعنی الوهیت مسیح برای خود، در اعتقادات جای باز کرده بود که ابیون‌ها نیز به مخالفت با آن پراخته بودند.

 

2- مونارشیزم[6] (مونتانیزم‌) یا «پسرخواندگی»[7]: میل به تاكید بر یگانگی خدا و جلوگیری از هر توسعه‌ای كه ممكن بود به صرف نظر كردن از توحید منجر شود، باعث ایجاد «مكتب مورناشیزم» گردید. "پولس ساموستایی"[8] كه در پایان قرن سوم، پاتریارك[9] انطاكیه دعا از عیسی و سرود به افتخار مسیح[10] را در كلیسایش اجازه نمی‌داد و می‌گفت: تنها خدا می‌بایست عبادت شود و دعاها می‌بایست از طریق مسیح به عنوان واسطه بین خدا و انسان باشد.[11]

وی در مورد مسیح می‌گفت: ‌مسیح دارای الوهیت نبود، بلكه فقط انسانی نیكو بود كه در اثر عدالت و راست‌كرداری و نیز حلول كلمه الهی در وجودش به هنگام تعمید، قادر به انجام امور الهی بود. در این دو دیدگاه ملاحظه می‌گردد كه در میان ایمان­داران اولیه مسیحی، اعتقادات توحیدی جایگاه خاصی داشته و برخی از مسیحیان عیسی را به عنوان فردی كه رسالت هدایت مردم را بر عهده داشته، می شناختند.

 

3- آریانیسم[12]: كلمه آریانیسم از نام "آریوس"[13] (اسقف كلیسای لیبی) است كه عقایدش در «شورای نیقیه»[14] (نیكائیه) محكوم گردید. آریوس تعلیم می‌داد كه پسر در نقطه‌ای از زمان توسط پدر خلق شده و قبل از آن وجود نداشته است. همچنین روح‌القدس نیز مانند پسر در نقطه‌ای از زمان، توسط پدر خلق شده، اما پسر قبل از خلقت هر چیزی خلق شده لذا از كلیه مخلوقات بزرگ‌تر است. ذات او شبیه ذات پدر است، اما با او هم­ذات نیست و اگر مسیح پسر یگانه پدر است، به این معنی است كه توسط پدر به هستی آمده است.

و اشاره دیگر آریان‌ها به آیه: «او خدای نادیده است، نخست­زاده تمامی آفریدگان» (كولسیان 15:1). به نظر آنان نخست­زاده بودن به این معنی است كه پسر در یك نقطه زمانی به وجود آمده است. آنها می‌گویند اگر این امر در مورد پسر صادق باشد در مورد روح‌القدس نیز می‌تواند صادق باشد.[15]

 

4- ماكدونیانیسم: سی و شش تن از اسقفانی[16] كه به «شورای قسطنطنیه» آمده بودند، از پیروان "ماكدونیوس" بودند، كه به الوهیت پسر ایمان داشتند. اما روح‌القدس را یك مخلوق می‌دانستند. شورای قسطنطنیه تلاش می‌كرد تا نظر ماكدونیانیسم را به سوی پذیرش دیدگاه شورا جلب كند. این اعتقاد­نامه بر الوهیت روح‌القدس تاكید كرد، اما به شكل ضمنی(روح‌القدس باید همراه با پدر و پسر پرستیده و تجلیل شود). علی­رغم این رویه محتاطانه و مسامحه­جویانه شورا، اسقفان پیرو ماكدونیوس در اعتراض به اعتقادنامه، شورا را ترك گفتند.[17]

این فرقه با اینكه الوهیت مسیح را قبول داشتند، اما آموزه تثلیث را رد می‌كردند، چرا كه به الوهیت روح‌القدس قائل نبودند.

 

5- كلیسای ضد تثلیثی لهستان: نخستین كلیسایی كه بر اساس ضد تثلیث تاسیس شد در لهستان بود،‌كشوری كه بافته‌ای از عقاید كاتولیك رم، كلیسای لوتری[18]، كلیسای اصلاحی و كلیسای هوسیت[19]است، تا جائیكه پیروان نوع­پرستی در لهستان به این نهضت علاقه فراوانی نشان دادند و ضد تثلیثی‌های دیگر كشورها، در صدد پناهندگی به لهستان برآمدند. در سال 1565م. آنها كلیسای خود را با ویژگی الهیات یكتا پرستی، تعمید بزرگسالان و تفسیر سمبلیك عشاء ربانی[20] تشكیل دادند. آنها اعتقاد داشتند كه خدا یكی است، مسیح پسر خدا، یك موجود آفریده شده بود، و روح‌القدس خدا نبود.

 

6- دانش مسیحی[21]: "مری بالکر بیكرادی"[22] بنیانگذار «كلیسای مسیح» فرقه دانش مسیحی(آمریكائی­ها و به خصوص اعضای «كلیسای دانش مسیحی»، این كلیسا را به اختصار و خیلی خودمانی به نام دانش می‌خوانند) در مورد این کلیسا می‌گوید: «این كلیسا از آن رو به وجود آمده است تا یادآور سخنان و اعمال مراد و مقتدایمان(مسیح) باشد، مسیحیت باید به صورت نخستین درآید و آن عامل شفابخشی كه از دست رفته، بازیافته شود.[23] پیروان این فرقه اعتقاد دارند كه: تثلیث یعنی اتحاد پدر، پسر و روح‌القدس؛ ولی نه به صورت سه اقنوم كه در یك شخص جمع شده باشد، بلكه آنها را به عنوان حیات، حقیقت و عشق و یا به صورت سه ركن دین به شمار می­آ‌رود كه از یك منشأ الهی نشأت گرفته‌اند.[24] اعضای این کلیسا اعتقاد دارند که مسیحیت کنونی از آن عقاید اصیل و اولیه دچار انحراف شده و باید به اعتقادات اصیل برگردد.

 

7- شاهدان یَهُوَه: «شاهدان یهوه» كه رسماً با نام «انجمن‌های كتاب مقدس و جزوات واچ تاور»(watchtower Bible and Tract society) شناخته می‌شوند، در نتیج? یك عمر تلاش و فعالیت "چارلز تیز راسل"[25] به وجود آمده‌اند. او در سال 1879م. مجله «واچ تاور یا برج دیدبانی صهیون»(zions watchtorwer) را تاسیس كرد كه تفسیر خاص خود او از كتاب مقدس، در آن منتشر می‌شد.[26] واچ تاور به وضوح اعلام می‌كند كه شاهدان یهوه به آموزه تثلیث ایمان ندارند. «عیسی مسیح یا مسیحیان اولیه، هیچ تصوری از آموزه تثلیث در ذهن خویش نداشتند.» (كتاب بگذارید خدا همان خدای حقیقی باشد. ص 111) در جای دیگر همان كتاب آمده است شاهدان یهوه اعتقاد دارند: «حقیقت بدیهی این است كه این هم یكی دیگر از تلاش‌های شیطان است كه می‌كوشد شخص خداترس را از آموختن و شناختن حقیقت یهوه و پسر او عیسی مسیح بازمی‌دارد.» در الاهیات واچ تاور، عیسی و روح‌القدس، هیچ یك خدا نیستند. در نظام الاهیاتی شاهدان یهوه، عیسی مسیح، خدای مجسم در جسم بشری نیست، بلكه موجودی خلق شده است. و نیز اگر عیسی خدا بود، پس در طی زمان مرگ عیسی، خدا در قبر مرده[27] بود.[28] شاهدان یهوه از جمله مخالفان سرسخت آموزه تثلیث هستند و آن را انحرافی بزرگ از مسیحیت اصیل می‌دانند و در مورد عیسی مسیح می‌گویند او یک انسان عادی است همانند دیگران اما با این تفاوت که رفتار و اخلاق او الهی می‌باشد.

 

شاهدان یهوه به منظور اثبات اعتقادات خود در مورد تثلیث و نیز اینكه عیسی مسیح همان یهوه نیست، به كتاب مقدس استناد می‌نمایند. یكی از متون مورد علاقه «شاهدان یهوه» برای اثبات اینكه عیسی مسیح خدا نیست، انجیل یوحنا باب 14 آیه 28[29] می‌باشد كه در آن می‌خوانیم «شنیده‌اید كه من به شما گفتم می‌روم و نزد شما می‌آیم...زیرا كه پدر بزرگ‌تر از من است.[30] آنها با استناد به آخر آیه می‌گویند پدر ماهیتی غیر از پسر دارد و پسر در همه احوال نیازمند و محتیاج به پدر است.

 

اما مسیحیان معتقد به تثلیث بر این استفاده شاهدان یهوه این چنین اشكال می‌گیرند كه: این آیه به تبعیت داوطلبانه عیسی از پدر در طی مدت زندگانی وی بر زمین اشاره دارد. و چیزی در مورد برتری ذات او بر ذات پدر نمی‌گوید. بنابراین، بزرگ‌تر، به موقعیت موقتی او در زمین اشاره دارد نه به شخص او.[31]

اگر كمی دقت و تامل شود در مورد اینكه عیسی(ع) دو جنبه داشت -یك جنبه الوهیتی و دیگری جنبه بشری- لازمه‌اش تناقض است که یک ذات دارای دو جنبه متناقض باشد که یکی از این جنبه‌ها(بشری) در اصل وجودشان نیازمند و جنبه دیگر(الوهیتی) نیازمندی متناقض با اصل وجودش باشد. اما جدا از این تناقض عقلی­ی یک ذات با دوجنبه، اگر به چند آیه بعد دقت نماییم معلوم می‌گردد که مراد در این آیه فقط بشر بودن پسر است؛ زیرا پسر در آیه 31 همین باب می‌گوید: لیکن تا جهان بداندکه پدر رامحبت می‌نمایم، چنانکه پدر به من حکم کرد همانطور می‌کنم.[32] اما متاسفانه مترجمان جدید کتاب مقدس برای القای عقاید خود در کتاب مقدس با اضافه کردن عبارت «آزادنه»، این آیه را ترجمه کرده­اند :« من آزادانه آنچه پدر از من می‌خواهد می‌کنم...».[33]

 

علاوه بر اینها، در توضیح آیه 24 برخی از دانشمندان کتاب مقدس می‌گویند: (باتوجه به آیه34، باب4 انجیل یوحنا) علت برتری پدر از پسر این است که مسیح همواره مجری ارده پدر است که او را گسیل داشته و احکام وی را به جا می‌آورد.[34]

یكی دیگر از استدلالات شاهدان یهوه به «امثال 22:8» است، تفسیر این آیه تقریباً نسبت به هر متن دیگری در عهد عتیق جنجال بیشتری بر پا كرده است.

 

این آیه‌ای است كه شاهدان یهوه بیش از آیه‌های دیگر غالباً به آن متوسل شده‌اند تا اثبات نمایند كه عیسی مسیح صرفاً موجودی خلق شده بوده است. ترجمه جهان نو كتاب مقدس عبری (این کتاب به نام ترجمه «جهان نو» از كتب مقدسه، است و در انتشارت بروكلین، انجمن كتاب مقدس و جزوات واچ تاور به سال 1963 .م چاپ شد.) امثال 22:8 را این گونه آورده است: «یهوه خود، مرا به عنوان مبدا طریق خویش تولید نموده قبل از اعمال خویش مدت‌ها پیش» شاهدان یهوه با استناد بر این آیه مخلوق بودن مسیح را اثبات می‌نمایند. اما مخالفان شاهدان یهوه اعتقاد دارند كه تمامی جنجال‌ها بر سر كلمه عبری gonah است. آنها می‌گویند كلمه مزبور در اینجا باید «تولید نمودن» یا «خلق كردن» معنی شود، نه آن طور كه واچ تاور آن را با عبارت «به وجود آوردن» ترجمه كرده است.[35]

البته شاهدان یهوه از آیات دیگری نیز در این رابطه استفاده نموده‌اند.

 

8-راه جهانی: یكی دیگر از فرقه‌های مسیحی كه آموزه تثلیث را قبول ندارد، فرقه «راه جهانی» می‌باشد. مقر اصلی آن در «ناكس ویل»[36] اوهایو است. این فرقه توسط "ویكتور پال ویرویل"(victor paul wierwille)، خادم سابق كلیسای انجیلی و اصلاح شده، بنیان گذاشته شد. یرویل دیدگاهی ضد تثلیثی نسبت به خدا دارد و آموزه تثلیث را رد می‌نماید. به نظر وی عقیده تثلیث، خدا را از ارزش رفیع و متعال و بی همتایش تنزل می‌دهد، به علاوه انسان را نیز رهایی نیافته باقی می‌گذارد.[37]

 

9- كلیسای جهانی خدا(آرمسترانگیسم): بنیانگذار كلیسای جهانی خدا "هربرت و آرمسترانگ" (Herbert w. Armstrong) می‌باشد. این كلیسا در سال 1934 فعالیت‌های خود را آغاز كرد. در الهیات آرمسترانگ، تثلیث به هیچ وجه وجود ندارد. وی می‌گوید: آموزه تثلیث نتیجه تعلیم انبیای كذبه است. «....الاهیون و منتقدان عالی­رتبه، كوركورانه تعلیمی دروغین و ارتدادی را پذیرفته‌اند كه توسط انبیای دروغین و بت­پرست اعلام گشته...».[38] پیروان این کلیسا، دکترین تثلیث را بدعتی از مسیحیت اصیل و اولیه می‌دانند و آن را قبول ندارند.

 

10- فرقه علم مسیحی: بنیانگذار این فرقه "مری آن مورس بیكر گلوور پترسون ادی" می‌باشد. كلیسای علم مسیحی در سال 1879م. در «چارلزتاون» (Charlestown) واقع در ایالت ماساچوست تشكیل گردید و پس از آن در سال 1891 به «نخستین كلیسای علم مسیح» تغییر نام داد. كلیسای علم مسیحی به وضوح آموزه تثلیث را رد نمی‌كنند، اما دیدگاه آنها درباره شخص مسیح، ضد تثلیثی است. آنها اعتقاد دارند كه مسیح، قدرت و حقیقت مطلقی است برای شفای بیماران كه تمامی آن قدرت را خود مسیح به خدا نسبت می‌دهد. آنها می‌گویند: عیسی انسان است و مسیح اصل الهی می‌باشد و از آنجایی كه در علم مسیحی، عیسی و مسیح، دو وجود متمایز می‌باشند این تعلیم كه عیسی مسیح خدا است، انكار می‌شود.[39]

 

این فرقه با اینکه با صراحت، دکترین تثلیث را رد نمی­کند اما یکی از لازمه‌های آن را که الوهیت عیسی باشد، قبول ندارند.

11- فرقه توحیدباوری: گروه‌هایی از مسیحیان، چون الهام گرفته از فلسفه عقل گرایی عصر روشنفكری و خدا باوری طبیعی بودند، غالباً در واكنش به عاطفه‌گرایی نهضت احیا‌گری، بینش آزادتری درباره تفسیر كتاب مقدس داشتند و مصداق بارز این فرقه‌ها، فرقه «توحیدباوری» است. این فرقه چون در آئین جماعت­­گرای آمریكا شكل گرفت و با آثار "ویلیام الری چانینگ"(1780-1842م.) سرو كار داشت، آموزه اسرار آمیز تثلیث را انكار كرد و در مقابل به واحدبودن خدا اعتقاد پیدا كرد. جالب است كه توحید­باوران مواضع خود را بر كتاب مقدس مبتنی می‌نمایند.[40] آنها اعتقاد به تثلیث را از انحرافات جدی مسیحیت کنونی می‌دانستند و می‌گفتند که مسیحیت باید خود را با توجه به کتاب مقدس از انحرافات پاک کند تا به مسیحیت اصیل برگردد.

 

12- پیروان یونیتاریانیسم[41]: از جمله فرقه‌هایی كه در عصر اصلاحات پدید آمد فرقه نوینی بود كه پیروان آن را «یونیتاریانیسم و یا یونیورسالیست‌های موحد» می‌گویند. پیشوای این جماعت، مردی اسپانیایی موسوم به "میكائیل سروتوس" بود كه او را در شهر ژنو كه مركز فرقه «كالونی»[42] بود به جزای كفر و الحاد زنده سوزانیدند. وی ملاحظه كرد كه پس از مطالعه دقیق صحف عهد جدید، مسئله تثلیث كه بر حسب «اعتقاد­نامه نیقیه» برای عموم مسیحیان امری مسجل شده بود، در آن صحف وجود ندارد و معتقد شد كه این عقیده كفر محض و باطل است.[43]

 

علاوه بر آن «یونیورسالیست‌های موحد» یكی از افراد مذهبی جامعه آمریكا است، كه اصول اعتقادی و اخلاقی خود را با آزادی انتخاب می‌كنند و پیوسته آنها را از طریق تجربه‌های زندگی تكامل می‌بخشند. به طور كلی یونیور سالیست های موحد به حقیقتی واحد اعتقاد دارند و خدا را یكی می‌دانند، نه سه تا. آنان رهبری اخلاقی عیسی را – بدون توجه به این موضوع كه او بالاترین مرجع دین آنها است – محترم می‌شمارند.

این فرقه مسیحی، عیسی را آنگونه معرفی می‌کند که اسلام آن را معرفی کرده است.

لازم به ذكر است كه فرقه‌های دیگری هم وجود دارد، كه آموزه تثلیث را قبول ندارند و آن را از انحرافات مسیحیت می‌دانند[44]. اما به دلیل جلوگیری از اطاله كلام به این چند فرقه بسنده نمودیم تا فقط این مطلب را برسانیم كه آموزه تثلیث، آموزه‌ای جزمی و متقن درمسیحیت نیست بلكه مخالفانی با این دکترین از خانواده مسیحیت وجود دارد.

 

کتاب نامه:

1) قرآن كریم.

2) كتاب مقدس، ترجمه قدیم، انتشارات ایلام، چاپ سوم 2002م.

3) كتاب مقدس، ترجمه تفسیری، انجمن بین­المللی کتاب مقدس، چاپ سوم 2002م.

4) بهنامی، ژوزف؛ مدخلی بر آموزه تثلیث، آموزشگاه كتاب مقدس، شورای كلیسای جماعت ربانی، بی­تا.

5) راستن، لئو؛ فرهنگ تحلیلی مذاهب آمریكایی، ترجمه محمد بقالی، تهران، انتشارات حكمت، چاپ دوم، 1385ش.

6) زیبایی نژاد، محمد رضا­، مسیحیت شناسی مقایسه­ای، تهران، انتشارات سروش، چاپ اول­،1384ش.

7) سیار، پیروز؛ عهد جدید بر اساس کتاب مقدس اورشلیم، تهران، نشر نی، چاپ دوم، 1387ش.

8) گریدی ا. جوان؛ مسیحیت و بدعت‌ها، ترجمه عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، قم، نشر طه، چاپ سوم، 1384ش.

9) دورانت، ویل؛ تاریخ تمدن، قیصر و ومسیح، ترجمه علی اصغر سروش و دیگران، چاپ ششم، چاپ ششم، 1378ش.

10) لین، تونی؛ تاریخ تفكر مسیحی، ترجمه روبرت آسریان، تهران، نشر پژوهش فرزان روز، چاپ سوم، 1386ش.

11) محمدیان، بهرام و دیگران؛ دایرة المعارف کتاب مقدس، تهران، انتشارات سرخدار، چاپ اول، 1384ش.

12) مك داول، جاش و استیوارت دان؛ شناخت بدعت‌ها، تهران، كلیسای انجیلی آشوری، تهران، 1384ش.

13) مک گراث، آلیستر،؛ درآمدی بر الهیات مسیحی، مترجم عیسی دیباج، تهران، كتاب روشن، چاپ اول، 1385ش.

14) مک گراث، آلیستر؛ درسنامه الهیات مسیحی، ترجمه بهروز حدادی، قم قم، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب،  چاپ اول، پاییز 1384ش.

15) ناس، جان بایر؛ تاریخ جامع ادیان، مترجم علی اصغر حكمت، تهران، انتشارات علمی فرهنگی، چاپ چهاردهم، 1383ش.

16) ویر، رابرت وسایرین؛ جهان مذهبی، بی جا، بی نا، بی تا.

17) ویور، موی جو؛ درآمدی به مسیحیت، مترجم حسن قنبری، قم، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب،  چاپ اول، 1381ش.

------------------------------------------

پی نوشت:

[1] . قرآن كریم، نساء‌171.

[2] . Ebionites

[3] . گریدی، جوان ا، مسیحیت و بدعت‌ها، ص 44.

[4] . Will Durant

[5] . دورانت، ویل، تاریخ تمدن، ج 3، ص 689.

[6] .Monarchism

[7] . Adoptionist

[8] . Samosata

[9] . این اصطلاح مخصوص کلیسای شرق(ارتدکس) می باشد.اصطلاح پاتریارک به معنای اسقفی است که بر دیگر اسقفان، روحانیون و مردم سرزمین همجوارو هم سلک خود اختیار و رهبری دارد، یعنی مطابق با قوانین کلیسایی و بدون توجه بر تقدم مقام عالی کاتولیک است.(دایرة المعارف کتاب مقدس، بهرام محمدیان و دیگران ص 476).

[10] . خواندن سرود های مذهبی در مراسمات کلیسا یکی از برنامه های مذهبی کلیسا است.

[11] . گریدی ا، جوان، مسیحیت و بدعت‌ها، ص 143 و 145.

[12] . Arianism

[13] . Arius

[14].Council of Nicea

[15] . ژوزف بهنامی، مدخلی بر آموزه تثلیث، آموزشگاه ، ص 38.

[16] . مقام اسقفی بالاترین رتبه انتصاب است که در انتصابش به این مقام احتیاج به تقدیس دارد. اسقف می تواند بر مطالب منتشر شده در حوزه مسئولیتش نظارت داشته باشد و احیانا حکم به فساد یا تحریم آنها کند.(مسیحیت شناسی مقایسه ای، محمد رضا زیبایی نژاد ص266).

[17] . لین، تونی تاریخ تفكر مسیحی، ص 66.

[18] . Lutheranism اندیشه های دینی مارتین لوتر بویژه آن گونه که در کاتشیسم کوچک(1529) و اعتراف نامه آگسبورگ(1530) بیان شده است.(آلیستر مک گراث، درسنامه الهیات مسیحی،ص 521 ).

[19] . Hussite

[20] . High Massبه این آیین شام مقدس، مجلس سپاس گزاری و شراکت هم اطلاق می شود.این عمل نماد حلول و تجسد الهی قلمداد می شود. در اناجیل آمده است که عیسی در آخرین شب حیات خود به اتفاق شاگردان خود شام دسته جمعی(شام آخر) را صرف کردند.در انجام این مراسم کشیش قطعات کوچکی از نانا مخصوصرا که قبلا با شراب یا آب تقدیس شده بین مسیحیان تقسیم میکند و با خواندن دعا، نان و شراب در بدن مسیحیان به گوشت وخون عیسی مبدل می گردد.(رابرت ویر، جهن مذهبی ص 749 ).

[21] . Christian science

[22] . Mary Morse Balcer Eddy

[23] . راستن، لئو، فرهنگ تحلیلی مذاهب آمریكایی، ص 186.

[24] . همان، ص 192.

[25] . Charls Taze Russell

[26] . مك داول، جاش و استیوارت دان، شناخت بدعت‌ها، ص 44.

[27] . طبق ادعای اناجیل عیسی مسیح 3روز و 2 شب بعد از به صلیب کشیده شدن از قبر خود خارج شده و به زندگی زمینی خود پایان می دهد.

[28] . مك داول، جاش و استیوارت دان، شناخت بدعت‌ها ، ص 47.

[29] . همان، ص 48.

[30] . كتاب مقدس، ترجمه قدیم (یوحنا 14: 28).

[31] . مك داول، جاش و استیوارت دان، شناخت بدعت‌ها، ص 48 و 49.

[32] . كتاب مقدس، ترجمه قدیم(یوحنا 14: 31).

[33] . کتاب مقدس، ترجمه تفسیری (یوحنا 14: 31).

[34] . کناب مقدس، ترجمه پیروز سیارصص 550 و 560 و مراجعه شود به ص 492 پ 1.

[35] . مك داول، جاش و استیوارت دان، شناخت بدعت ها، ص 53 و 54.

[36] . knoxwill

[37] . مك داول، جاش و استیوارت دان، شناخت بدعت‌ها، ص 142-148 (با تصرف).

[38] . همان، ص 161.

[39] . همان ، ص 180.

[40] . ویور، موی جو، درآمدی به مسیحیت، مترجم، ص 269.

[41] . Unitarian Universalist

[42] . اصطلاحی مبهم که به دو معنای کاملا متمایز به کار می رود. نخست، برای اشاره به اندیشه های دینی مجموعه های دینی(مانند کلیسای اصلاح شده) و افرادی (مانند تئودوربز) به کار می رود که عمیقا تحت ناثیر ژان کالون یا اسنادی که وی نوشته بود، بودند. دوم، برای اشاره به اندیشه های دینی خود ژان کالون. مه معنای اول بسیار رایج تر است.(در اینجا هم معنای اول مقصود است.). (مک گراث، آلیستر، درسنامه الهیات مسیحی، ص 510).

[43] . ناس، جان بایر، تاریخ جامع ادیان، ص 680و 681.

[44] . برای آشنایی بیشتر می توان به سایت ویکی پدیا انگلیسی مراجعه کرد.

آدرس سایت مذبور http: //en.wikipedia.org


اوج مدنيت: روزي كه دولت ايران به دشمن شماره يك خود پناهندگي داد

دولت هخامنشي ايران با دادن پناهندگي به تميستوكلس Themistoclesدشمن شمار يك خود، يادگار پسنديده اي از ايرانيان براي نسلهاي بشر باقي گذارده كه 25 قرن به عنوان اوج مدنيت و رعايت احوال و شئون انسانها مورد احترام است. اين پناهندگي پر سر و صدا كه توسيديدسThucydides، ديودوروسDiodorus و پلوتاركPlutarch آن را براي نسلهاي بشري بعد از خود شرح داده اند فصلي آموزنده از تاريخ عمومي را تشكيل مي دهد. تميستوكلس يك انديشمند، دمكراسي دوست، دولتمرد، و نظامي (استراتژ) يوناني بود كه در اين زمينه ها اندرزهاي بسيار از وي به جاي مانده كه بكار بسته مي شوند. تميستوكلس بود كه در زمان اقتدارخود، با گوشزد كردن خطر گسترشگري ايرانيان به آتني ها، سطح استخراج معادن نقره يونان را چند برابر كرد و با درآمد اضافي براي وطن 200 كشتي سه رديف پاروزن Trireme (ترايريم = تريرم) ساخت و به اين وسيله قدرت دريايي را 3 برابر كرد و سپس در جريان لشكركشي خشايارشا به يونان در سال 480 پيش از ميلاد، با دو خدعه جنگي، ناوگان ايران را وارد تنگه (كانال) كم عرض سالاميس ساخت و به دام انداخت و ....
تميستوكلس كه بقاي استقلال يونانيان آن عصر نتيجه انديشه هاي اوست، پس از ناموفق ساختن ايران در تصرف شبه جزيره يونان، خود گرفتار رقابت هاي داخلي بر سر قدرت شد و برخي از رقيبانش او را متهم كردند كه بيش از جمع كل درآمد مشروع، ثروت اندوزي شخصي كرده كه اتهامي برابر با سوء استفاده مالي از قدرت بود ـ اتهامي كه شنيدن آن براي مردم معمولي و طبقه بي ثروت جامعه جالب است.
اين اتهام باعث طرد تميستوكلس از قدرت و ضبط اموال اضافي او در سال 471 پيش از ميلاد شد كه ميزانش چشمگير هم نبود. اين اقدام باعث رنجش تميستوكلس و مهاجرت او از آتن به اسپارت شد و چون پس از مدتي اقامت در اسپارت، اين منطقه را به حد آتن دمكراتيك و داراي دادگاههاي منصف و مطمئن نديد با ارسال اين پيام براي آتني ها كه زندگي در منطقه اي كه دادگاهش اطمينان بخش و تضميني براي حفظ حقوق انسان نباشد از دوزخ بدتر است عزم آرگوسArgos و سپس كوركورا Cocyraو آنگاه ايوني (در آسياي صغير) كرد و وارد شهر مگنسيا Magnesia در ايوني (قلمرو ايران) شد و با فرستادن پيامي توسط پيك ويژه ساتراپ محل به شوش و از آنجا به پاسارگاد از دولت ايران تقاضاي پناهندگي كرد.
اردشير يكم (درازدست) شاه وقت از دودمان هخامنشيان در بيست و چهارم سپتامير سال 464 پيش از ميلاد نه تنها به تميستوكلس پناه داد، بلكه فرمانداري شهر مگنسيا را هم به وي سپرد و برايش يك مستمري سالانه برابر 50 تالنتTalent (تالان) نقره در نظر گرفت و از او خواست كه در عوض، نظرات و پيشنهادهايش را براي شخص او (شاه) ارسال دارد.
تميستوكلس به مدت چهار سال و چند ماه با احترام تمام در مگنسيا زندگي كرد و در سال 460 پيش از ميلاد در 65 سالگي درگذشت. بعدا كه از او رفع اتهام و اعاده حيثيت شد، يونانيان بقاياي استخوانهايش را به آتن منتقل و در وطن دفن كردند.
اين اندرزهاي هميشه مهم از تميستوكلس باقي مانده كه بسياري از انديشمندان و سران كشورها از آن استفاده كرده اند:
ـ يك مدير (از مسئول شهر تا كشور و هر واحد ديگر) بايد فردي باشد كه قدرت تحليل رويدادها، قضايا و گزارش ها را داشته باشد تا قضاوت ها، نتيجه گيري ها و تصميماتش درست، منصفانه، و در درازمدت موثر و مفيد باشد. يك فرد كم حوصله و كينه توز نبايد به مديريت انتخاب شود.
ـ هر گونه اتهام و به ويژه اتهامات ناشي از بدبيني، غرض آلودگي و بخل، پيش از اثباتشان در يك دادگاه منصف نبايد ملاك كار قرار گيرد و اثربخش باشد (موثر واقع شود) و يك فرد و افراد را خنثي كند كه زيان سنگيني براي جامعه خواهد بود.
ـ در يك جامعه، رقابت بايد تشويق، و بخل و حسد عميقا نفي و نهي شود. هيچ عاملي بهتر از رقابت سالم باعث پيشرفت نمي شود و بخل ريشه همه بدبختي هاي بشر است.
ـ كشور داراي دريا، اگر نيروي دريايي موثر نداشته باشد محكوم به قرارگرفتن تحت سلطه و قيادت است.
ـ با نيروي دريايي است كه يك ملت كوچك مي تواند باقي بماند و حتي جهانگير شود (اليزابت اول ملكه قرن شانزدهم انگلستان اين اندرز تميستوكلس را در قابي روي ميز دفتر كارش قرار داده بود و تحت تاثير همين اندرز براي انگلستان يك نيروي دريايي موثر به وجود آورد كه آرماداي اسپانيا را شكست داد و با اين قدرت برتري انگلستان قرن ها در جهان حفظ شد).
ـ ملل همزبان و داراي گذشته مشترك (اشاره به كشور ـ شهرهاي يوناني) بايد به صورت متحد بسر برند و گرنه موفق نخواهند شدند (با اين اندرز، يوناني ها اتحاديه دليان Delian Leage را ميان خود تشكيل دادند).
ـ براي يك جامعه هيچ نعمتي بالاتر از داشتن دمكراسي و مديريت خوب نيست و اين نعمت تا زماني باقي ماندني است كه افراد جامعه قدردانش باشند و از اصالت آن پاسداري كنند.
تميستوكلس با اشاره به اختلاف نظر خود با آريستيدس Aristides (دولتمرد ديگر آتني)، بارها تاكيد كرده بود كه رجال يك ملت پس از رو به رو شدن با يك مخالف خارجي (مشترك)، بايداختلاف هاي خود موقتا كنار بگذارند و يكپارچه و يكزبان باشند تا موفق شوند و باقي بمانند.

اولین ساکنان ایران


1.تپه ی سنگ چخماق واقع در شمال شاهرود-اواخر هزاره هشتم تا اوایل هزاره پنجم قبل از میلاد.

2.چغامیش واقع در بخش شمال غربی دشت شوش(خوزستان)-هزاره 4-5-6 و هزاره اول هخامنشی

3.تپه زاغه واقع در 60 کیلومتری جنوب قزوین-هزاره هفتم تا اواخر هزاره ششم قبل از میلاد.

4.سیلک واقع در 3 کیلومتری جنوب غربی کاشان در جاده فین-هزاره ششم تا 800 قبل از میلاد.

5.حاجی فیروز تپه واقع در دره سولدوز در آذربایجان غربی،جنوب دریاچه ارومیه-هزاره ششم قبل از میلاد.

6.گورین تپه واقع در بین همدان و کرمانشاه-حدود 5500 تا 500 قبل از میلاد.

7.تپه یحیی واقع در دشت صوغان در 225کیلومتری جنوب کرمان-حدود 4500قبل از میلاد تا 400میلادی.

8.تل باکون واقع در مرودشت(فارس)-حدود 4500 تا 3400 قبل از میلاد.

9.تپه ابلیس واقع در دره مشیز در استان کرمان-حدود 4000 تا 3000 قبل از میلاد.

10.تپه حصار واقع در دامغان-هزاره پنجم تا هزاره دوم قبل از میلاد و یک دوره ی ساسانی.

11.هفتوان تپه واقع در آذربایجان غربی،شمال غربی دریاچه ی ارومیه-هزاره چهارم قبل از میلاد تا دوره ی ساسانی.

12.شاه تپه واقع در گرگان-3200 قبل از میلاد تا 1000 قبل از میلاد.

13.شهر سوخته واقع در 57 کیلومتری زابل(سیستان)-1800 تا 3200 قبل از میلاد.

14.تل ملیان واقع در 36 کیلومتری شمال شیراز - 3000 تا 1200 قبل از میلاد.

15.هفت تپه واقع در خوزستان،50 کیلومتری جنوب اندیمشک-نیمه ی دوم هزاره ی دوم.

16.بسطام واقع در شمال دریاچه ی ارومیه،54 کیلومتری شهر ماکو-1500 تا 700 قبل از میلاد.

17.حسنلو واقع در جنوب دریاچه ی ارومیه 1500 قبل از میلاد.

18.نوشی جان تپه واقع در همدان،نزدیک به ملایر-هزاره اول قبل از میلاد.

19.تخت سلیمان واقع در آذربایجان غربی در شمال شهر تکاب- دوره ی هخامنشی،اشکانی،ساسانی و ایلخانی.

20.قلعه ی یزدگرد نزدیک به قصر شیرین-دوره ی اشکانی.

21.فیروز آباد واقع در فارس-دوره ی ساسانی و اول سده ی سوم میلادی.

عشق، از منظر علم


چرا عشق آنقدر ما را تحت تاثیر قرار می دهد؟

 
چرا دیدن یک دختر یا پسر زیبا کششی شدید را در شما به وجود می آورد در حالیکه با دیدن افرادی بسیار زیباتر چنین احساسی به شما دست نمی دهد.این ها سوالاتی هستند که دانشمندان با تکنیک های پیچیده اسکن کردن مغز تا حدودی به جواب آن دست پیدا کرده اند.عشق هم مانند همه چیز دیگر در بدن انسان مقداری با شیمی و فیزیولوژی بدن ارتباط دارد.در اینجا ما در مورد تاثیر عشق بر اعمال شیمیایی بدن و بالعکس بحث می کنی به چه کسانی علاقه مند می شویم؟
به صورت معمول انسان ها به سمت افرادی که بیشترین شباهت به خودشان را داشته باشند کشیده می شوند.افراد زیبا به دنبال فردی زیبا هستند،کسانیکه در زمینه اقتصادی یا اجتماعی فعالیت می کنند به دنبال افرادی مانند خود هستند و بازیگران معروف زن هم به دنبال بازیگران و خواننده های معروف مرد،چون هر دو به اندازه کافی مشهور و پولدار هستند. چرا زن ها یا مردها به یکدیگر خیانت می کنند؟
پروفسور هلن فیشر استاد دانشگاه Rutgers در رشته انسان شناسی (anthropology) می گوید: جذابیت(Attraction)،عشق(romantic love)و وابستگی(attachment) سه سیستم جداگانه در مغز هستند که می توانند هم پوشانی هم داشته باشند.این خیلی کار مشکلی نیست که فردی به طور همزمان با کسی سکس داشته باشد،عاشق فرد دیگری باشد و بخواهد وقتش را با شخص ثالثی بگذراند،به خاطر اینکه هر کدام از اینها بخش مستقلی از مغز را تحت تاثیر قرار می دهند.در واقع تنوع طلبی در سکس یا(هیز بازی!) بیشتر در افرادی به وجود می آید، که همیشه به دنبال شخصی جدید هستند یا هورمون دوپامین(dopamine)* در آنها فعالیت بیشتری دارد.پس گاهی اوقات که تبلیغات «افزایش دوپامین به میزان 70% » را در اینترنت می بینید،تعجب نکنید!
*دوپامین هورمونی است که در مغز تولید می شود و باعث افزایش ضربان قلب و فشار خون و تقویت آرزو و نشاط در انسان می شود و همراه « فنیل اتیل آمین» آزاد می شود.اطلاعات بیشتر در ویکیپدیا
آیا عشق کورکننده است؟
لوسی برون دارنده دکترای neuroscience در دانشگاه انیشتین و محقق در زمینه تاثیرات عشق بر مغز در این رابطه می گوید: دقیقا اینطور نیست،اما هنگامی که شما در دام یک رابطه میافتید ، تصور شما ابری می شود! وقتی که شما در رابطه عاشقانه با فردی هستید مغز شما اشکالات را می بینید ولی دستور می دهد که از آن چشم پوشی کنید.تحقیقات دانشمندان دانشگاه لندن نشان داده است ،هنگامی که دو پارتنر درگیر رابطه عاشقانه می شوند و به یکدیگر نگاه می کنند ،قسمتی از مغز که مربوط به ارزیابی و تصمیم گیری اجتماعی است تقریبا غیرفعال می شود و پارتنرها نمی توانند اشتباهات یکدیگر را دریابند.تحقیقات نشان داده است در اولین برخوردها هورمون سروتونین (serotonin)(هورمونی که نقش مهمی در تنظیم احساسات از جمله خشم ایفا می‌کند.) تا 40% کاهش پیدا میکند که باعث می شود رفتار شما تا حدودی دچار بی نظمی و اختلال شود.همچنین هورمون cortisol که به هورمون «استرس» معروف است در مغز شما بیش از گذشته فعال می شود و باعث می شود شما یک حالت دفاع و تهاجمی نسبت به دیگران در برابر معشوق خود بگیرید.
 

پس از عاشق شدن و ایجاد علاقه مولکول « فنیل اتیل آمین» یا در واقع همان «مولکول عشق» و سپس هورمون دوپامین فعال می شوند.ممکن است کسانی به این مولکول عشق معتاد شوند. آنها فنیل اتیل آمین نیاز دارند. از آنجا که بدن نسبت به این مواد شیمیایی مقاومت پیدا می کند، برای رسیدن به همان درجه از حال، مقدار مصرف این افراد رفته رفته افزایش پیدا می کند. از این رو برای برآوردن نیاز خود ناگریزند روابطشان را مداوم تجدید کنند.
آیا عشق بر سلامتی تاثیر می گذارد؟
تحقیقات نشان داده است که زوج هایی که دارای رابطه عاشقانه هستند نسبت به افراد مجرد از سلامتی بیشتری برخوردارند،چون در زمان مشکلات از یکدیگر «حمایت عاطفی و روانی» می کنند و دارای استرس کمتری در زندگی هستند.
چگونه می توان عشق را پایدار نگه داشت؟
بر اساس تحقیقات دانشمندان در دانشگاه های پاویا و پیسا در ایتالیا، ثابت شده است که معمولا آن عشق آتشین در دو سال ابتدایی زندگی فروکش میکند.اما خوشبختانه راه هایی هم برای ثابت نگه داشتن عشق وجود دارد :
اما مطلبی مهمی که در مقاله REAL SIMPLE MAGAZINE نیامده است و در بالا چند بار به آن اشاره کردم،مربوط به مولکول عشق یا فنیل اتیل آمین است که من خودم در اینجا اضافه می کنم.
مشهورترین ماده شیمیایی مربوط به عشق همان فنیل اتیل آمین ( phenylethylamine ) یا PEA است، نوعی آمین که به طور طبیعی در مغز تولید می شود.این همان ماده ای است که احساساتی همچون پرواز کردن در آسمان و بر فراز جهان بودن ناشی از کشش به سوی معشوق را در شما پدید می آورد و همان که انرژی لازم برای پیاده روی های طولانی ، بیدار ماندن تا صبح و صحبت های های تلفنی را تامین می کند.بعضی از مواد غذایی مانند شکلات دارای مقادیر زیادی از این ماده هستند.شاید به همین دلیل باشد که شکلات هدیه مناسبی برای روز والنتاین به شمار می رود.

پوشش زنان ایرانی در طول تاریخ












تولد کوروش کبیر

 هرودوت، تاريخ نگار قرن چهارم قبل از ميلاد، بهترين کس است که افسانه تولد کوروش را از بـقـيـه افسانه هاي ديگر توصيف کرده است. از نظر او آستياگ، پدربزرگ مادري او بود؛ که شبي در خواب مي بـيـند که دخترش ماندانا، بمقـدار خيلي زيادي آب توليد مي کند که تمام شهر و امپراطوري آن را فرا مي گيرد. موقعـي که مرد مقدس ( مغ - روحاني زرتشتي ) از خواب او مطلع مي شود، به او از پـيامد آن اخطار مي کند.
بـنابراين، آستياگ، پدر ماندانا، دخترش را به يک پارسي به نام کمبودجيه که يک اصيل زاده پارسي بود داد و گفت که او از يک ماد خيلي کمتر است و نمي تواند خطري داشته باشد. کمتر از يک سال از ازدواج ماندانا با کمبودجيـه نگذشته بود که آستياگ، دوباره خوابي مي بـيـند، که يک درخت مو از شکم دخترش ماندانا مي رويد که تمام آسيا را فرا گرفته است. مجوسان سريعـاً يک فال بد را پـيش بـيـني ميکنـند و به او مي گويـند که از ماندانا پسري زاده خواهد شد که تخت تو را بزور خواهد گرفت. پادشاه دنـبال دخترش فرستاده و او را تا موقعـي که پسرش را بدنـيا نياورده است تحت نظر شديد امنـيتي مي گيرد. بعـد از بدنيا آمدن بچه، چند نفر از اطرافيان شاه به يک نجيـب زاده ماد به نام " هارپاگوس " گفـتـند که شاه گفته بايد اين بچه تازه بدنيا آمده را برده و از بـيـن ببري و نگران چـيزي نباش. اما هارپاگوس تصميم گرفت که خودش بچه را از بـين نبرد.
بجاي آن، او يک چوپان سلطـنـتي را صدا کرده و به او گفت که فرمان پادشاه است و بايد اين بچه را از بـيـن ببرد و نگذارد که زنده بماند و اگر اين کار را نکند به کيفر و مجازات خواهد رسيد. اما همسر چوپان که باردار بود در نبود او يک پسر زائيد که مرده بود و وقـتي که چوپان به خانه آمد و زنش بچه را ديد او را راضي کرد که بچه را خودشان نگه داشته و بزرگ کنند. بجاي آن جنازه مرده بچه خودشان را به هارپاگوس نشان دهند و بگويـند که او همان بچه است.
کوروش بزودي يک پسر جوان برجسته و کارآمد شد و هميشه دوستانش را از قدرت رهبري که داشت تحت الشعـاع قرار مي داد. يک روز موقع بازي با ديگر بچه ها، او را به عـنوان پادشاه انـتخاب کردند. او بـيدرنگ و سريع اين نـقش را قـبول کرد، و پسر يک از بزرگان ماد را که نميخواست از او دستور بگيرد مجازات کرد. پدر بچه مجازات شده به آستـياگ شکايت کرد و همه چـيـز را برعکس و وارانه جلوه داد که بتواند کوروش را تـنـبـيه بکند. موقعـي که آستـياگ از او پرسيد که چرا اين گونه وحشـيانه رفتار کرده است، کوروش به دفاع از خود پرداخته و گفت که او نـقـش يک پادشاه را بازي مي کرد و بايد کسي را که دستور او را عـمل نکرده است، تـنـبـيه کند. آستياگ سريعـا متوجه شد که اين سخنان يک بچه چوپان نـيـست و متوجه شد که او نوه خود و فرزند ماندانا دخترش است. بعـدا آن داستان بوسيله چوپان، اگر چه به بـيـميلي و اکراه اما تاًيـيـد شد. به همين خاطر آسـتـياگ، هارپاگوس را بخاطر آنکه فرمانـش را انجام نداده بود تـنـبـيه کرد و بدن پسرش را غـذاي سلطـنـتي درست کرد. بنا بر نظر مجوسيان پادشاه به کوروش اجازه داد که به پارس پـيـش والدين واقـعي خود برگردد.
هارپاگوس با خود عـهد کرد که انـتـقام مرگ پسرش را با تـشويـق کردن کوروش، با به تصرف درآوردن تخت پدر بزرگش بگيرد. هرودوت تشريح مي کند که هارپاگوس نـقـشه خود را بر روي يک کاغـذ کشيـد و در شکم يک خرگوش صحرايي تازه شکار شده گذاشت. سپس شکم خرگوش صحرايي را دوخته و آن را به يکي از نديمان خاص خود داد، و او را بصورت يک شکارچي راهي پارس شد و آن خرگوش را به کوروش داده و گفت که بايد شکمش را باز کند. او بعـد از خواندن نامه هارپاگوس، بفکر گرفتن قدرت از آستياگ شد. موقـعي که نـقـشه او به مراحل حساس خود رسيد، قبايل پارسي را تـشويـق کرد که طـرفدار او باشـند تا بـتوانند که يوغ بندگي آستياگ و ماد را از گردن خود به در افکنند. کوروش موفـق شد که پدربزرگ خود، آستياگ را سرنگون کند و فرمانرواي ماد و پارس شود.
چگونگي تولد کوروش که بوسيله هردودت به زيـبايي و جذابـيت کامل گفـته شده و به واقعـيت برطبق شواهد بسيار نزديک است، هنوز منـبع قابل اطميـناني براي خيلي ها است.
 
۷ آبان ماه مطابق با بيست و نهم اكتبر روز جهاني كوروش (سايرس دي) نام گذاري شده است كه از دير باز پارسيان، يهوديان، دوستداران حقوق بشر و هواداران اداره جهان به صورت ملل مشترك المنافع آن را گرامي مي دارند و رعايت مي كنند. اين روز به مناسبت تكميل تصرف امپراتوري بابل به دست ارتش ايران (اكتبر سال ۵۳۹ پيش از ميلاد) و پايان دوران ستمگري در دنياي باستان برقرار شده است . ۲۵۴۴ سال پيش در همين ماه اعلاميه تاريخي كوروش بزرگ در زمينه حقوق افراد و ملل انتشار يافته بود كه نخستين سنگ بناي يك دولت مشترك المنافع جهاني و هر سازمان بين المللي بشمار مي آيد.
مجموعه زیر سخنانی است که منتسب به این پادشاه بزرگ ایران می باشد:
 
دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند.
خداوندا دستهایم خالی است ودلم غرق در آرزوها -یا به قدرت بیکرانت دستانم راتوانا گردان یا دلم را ازآرزوهای دست نیافتنی خالی کن.
اگر میخواهید دشمنان خود را تنبیه کنید به دوستان خود محبت کنید.
 آنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست، بلکه دشواری رسیدن به سهولتاست .
 وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید، افراد درباره رفتار و عملکرد خود فکرمی کنند، نه رفتار و عملکرد شما.
سخت کوشی هرگز کسی را نکشته است، نگرانی از آن است که انسان را از بین می برد.
اگر همان کاری را انجام دهید که همیشه انجام می دادید، همان نتیجه ای را میگیرید که همیشه می گرفتید .
افراد موفق کارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلکه کارها را بگونه ای متفاوتانجام می دهند.
پیش از آنکه پاسخی بدهی با یک نفر مشورت کن ولی پیش از آنکه تصمیم بگیری باچند نفر.
کار بزرگ وجود ندارد، به شرطی که آن را به کارهای کوچکتر تقسیم کنیم .
کارتان را آغاز کنید، توانایی انجامش بدنبال می آید .
انسان همان می شود که اغلب به آن فکر می کند .
همواره بیاد داشته باشید آخرین کلید باقیمانده، شاید بازگشاینده قفل درباشد.
تنها راهی که به شکست می انجامد، تلاش نکردن است .
دشوارترین قدم، همان قدم اول است .
عمر شما از زمانی شروع می شود که اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید .
آفتاب به گیاهی حرارت می دهد که سر از خاک بیرون آورده باشد .
وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است که شما چیز زیادی از آننخواسته اید .
من یاور یقین و عدالتم من زندگی ها خواهم ساخت، من خوشی های بسیار خواهم آورد من ملتم را سربلند ساحت زمین خواهم کرد، زیرا شادمانی او شادمانی من است.
 
کوروش کبیر
 

ثروت کوروش

زمانی کزروس به کورش بزرگ گفت چرا از غنیمت های جنگی چیزی را برای خود بر نمی داری و همه را به سربازانت می بخشی. کورش گفت اگر غنیمت های جنگی را نمی بخشیدیم الان دارایی من چقدر بود؟ گزروس عددی را با معیار آن زمان گفت. کورش یکی از سربازانش را صدا زد و گفت برو به مردم بگو کورش برای امری به مقداری پول و طلا نیاز دارد. سرباز در بین مردم جار زد و سخن کورش را به گوششان رسانید.مردم هرچه در توان داشتند برای کورش فرستادند. وقتی که مالهای گرد آوری شده را حساب کردند ، از آنچه کزروس انتظار داشت بسیار بیشتر بود.کورش رو به کزروس کرد و گفت ، ثروت من اینجاست.اگر آنها را پیش خود نگه داشته بودم ، همیشه باید نگران آنها بودم . زمانی که ثروت در اختیار توست و مردم از آن بی بهره اند مثل این می ماند که تو نگهبان پولهایی که مبادا کسی آن را ببرد....

هشت اصل مهم برای یک زندگی بیست

      1. صبح ها که از خواب بیدار می شوید، دستگاه عیب سنج و ایرادگیر وجودتان را از کار بیندازید. قول می دهیم؛ خورشید درخشان تر، پرنده ها خوش آوازتر، مردم مهربان تر و حتی کسب و کارتان پربرکت تر خواهد شد. 


2. در معادلات زندگی هیچ گاه از علامت منفی استفاده نکنید، به خاطر داشته باشید که تفکر منفی از آن چنان قدرتی برخوردار است که می تواند با قرار گرفتن در پشت یک معادله بزرگ زندگی، همه علامت های مثبت آن را تغییر داده و مانند خود منفی بسازد. 


 3. هیچ گاه در گره زدن طناب پاره شده دوستی تعلل به خرج ندهید، گاهی اوقات غرور بیجا سبب می شود که حتی همسران خوب توجهی به گسستگی ریسمان بین خود ننمایند. مطمئن باشید گره زدن به خاطر کمتر نمودن طول طناب، نزدیکی را بیشتر می کند. 

 4. آنتن های ذهن تان را تنها به سوی ایستگاه هایی تنظیم کنید که شبانه روز امواج مثبت پخش می کند، کاری کنید که کارکنان ایستگاه های منفی از شدت بیکاری اخراج شوند. 
 5. دلتان را تبدیل به اقیانوسی آرام نمایید نه یک مرداب ناچیز. فکر نمی کنید حتی تصور اقیانوس هم احساسی از عظمت و پهناوری را در دل ایجاد کند؟ آنها که دلهایشان مرداب است با کوچک ترین حادثه ای به تلاطم می افتد، برعکس کسانی که شدیدترین گرداب ها و جریان های حوادث هم آرامش شان را بر هم نخواهد زد. 

 6. سعی کنید قلبی مقاوم داشته باشید، قلبی که مقابل گرم و سرد حوادث و ضربه های عاطفی همچون ظروف چینی با اندک ضربه ای خرد نشود. 

7. تجربه های تلخ و شیرین زندگی را مانند یك درس فهمیدنی بدانید و نه حفظ کردنی، چرا که مطالب حفظ شده پس از مدت زمانی در ذهن پاک می شوند.

8. همواره مصمم باشید تا با استفاده از جلا دهنده هایی همچون دعا و نیایش روح و روانتان را پاکی و طراوت بخشید.