شهریار
سلام
دوستان عزیز اوروز می خواهم واستون از شهریار بگم.البته نه از خودش بلکه از سریالش.فکر می کنم همتون یا این سریال رو دیدین یا وصفش رو شنیدین.تو این مدت انتقادهای زیادی هم در موردش مطرح شده.اما من میخوام به بعد تارخی اون بپردازم که سرتاسر اشکال داره.حالا اصل ماجرا:
اغلب شعرها در این سریال غلط خوانده شد.یعنی یک نفر نبود که اینها با او مشورت کنندکه لااقل شهریار بتواند شعر خود را در ان درست بخواند؟مثلآ کلمه ((مطلب)) به معنی مخواه را به گونه ای تلفظ می کنند که معنای ((موضوع)) می دهد.ایا واقعآ کسی نبود که به این شعرها اشنایی داشته باشد و برای انها بخواند؟با این تلفظ هم معنی شعر و هم وزن ان غلط می شود.از سوی دیگر در فیلمنامه با اشتباهات فاحشی از لحاظ تاریخ نگاری داریم.به طور مثال ملک الشعرای بهار در سال 1300 روحانی بوده و عبا و عمامه داشته در حالی که در این سریال یک ادم کراواتی است.چرا فیلمساز اینها را نباید بداند؟یا اینکه ابوالحسن صبا در سال 1۲81 به دنیا امده و شهریار در سال 1۲85 به دنیا امده اند.یعنی 4 سال با هم اختلاف سن دارند.اما در این سریال صبا یک مرد 40 ساله است و شهریار 17 ساله.در تمام متون تاریخی می توان این را دید.در حالی که فیلمنامه نویس این را نمی داند و این همه تفاوت چهره میان این دو قائل می شود.مثلآ کسی مثل ((حسین فتحی)) در سریال ((شب دهم)) این را می دانسته که ادم های متشخص خودشان رانندگی نمی کنند.اعیان و اشراف در ان دوران راننده داشته اند.اما در این سریال به این موضوع توجه نمی شود.ملک الشعرای بهار در سال 1300 ماشین نداشته است.این موضوع در مورد ایرج میرزا نیز رعایت نشده است.بر اساس انچه در متون تاریخی داریم ایرج میرزا ادم محجوبی بوده است.درست مثل عمران صلاحی که طنزپردازی بی پروا بود.اما انقدر محجوب بود که وقتی می خواست جوک بگوید سرش را پایین می انداخت و می گفت.همه کسانی که او را دیده اند و نقل کرده اند می گویند که او در برخورد بسیار محجوب ودر نوشتن بی پروا بوده است.اصلآ ایرج میرزا به عنوان جلال الملک و نواده فتحعلی شاه قاجار ادم سبکسری نبوده است. ما می دانیم ایرج مستوفی زمانی که در مشهد بوده است بسیاری از بزرگان از جمله ادیب نیشابوری از معاشرت با او لذت می برده اند.در حالی که او را ادمی سبکسر نشان داده اند
حال شما را به قضاوت دعوت می کنم!!
دوستان عزیز اوروز می خواهم واستون از شهریار بگم.البته نه از خودش بلکه از سریالش.فکر می کنم همتون یا این سریال رو دیدین یا وصفش رو شنیدین.تو این مدت انتقادهای زیادی هم در موردش مطرح شده.اما من میخوام به بعد تارخی اون بپردازم که سرتاسر اشکال داره.حالا اصل ماجرا:
اغلب شعرها در این سریال غلط خوانده شد.یعنی یک نفر نبود که اینها با او مشورت کنندکه لااقل شهریار بتواند شعر خود را در ان درست بخواند؟مثلآ کلمه ((مطلب)) به معنی مخواه را به گونه ای تلفظ می کنند که معنای ((موضوع)) می دهد.ایا واقعآ کسی نبود که به این شعرها اشنایی داشته باشد و برای انها بخواند؟با این تلفظ هم معنی شعر و هم وزن ان غلط می شود.از سوی دیگر در فیلمنامه با اشتباهات فاحشی از لحاظ تاریخ نگاری داریم.به طور مثال ملک الشعرای بهار در سال 1300 روحانی بوده و عبا و عمامه داشته در حالی که در این سریال یک ادم کراواتی است.چرا فیلمساز اینها را نباید بداند؟یا اینکه ابوالحسن صبا در سال 1۲81 به دنیا امده و شهریار در سال 1۲85 به دنیا امده اند.یعنی 4 سال با هم اختلاف سن دارند.اما در این سریال صبا یک مرد 40 ساله است و شهریار 17 ساله.در تمام متون تاریخی می توان این را دید.در حالی که فیلمنامه نویس این را نمی داند و این همه تفاوت چهره میان این دو قائل می شود.مثلآ کسی مثل ((حسین فتحی)) در سریال ((شب دهم)) این را می دانسته که ادم های متشخص خودشان رانندگی نمی کنند.اعیان و اشراف در ان دوران راننده داشته اند.اما در این سریال به این موضوع توجه نمی شود.ملک الشعرای بهار در سال 1300 ماشین نداشته است.این موضوع در مورد ایرج میرزا نیز رعایت نشده است.بر اساس انچه در متون تاریخی داریم ایرج میرزا ادم محجوبی بوده است.درست مثل عمران صلاحی که طنزپردازی بی پروا بود.اما انقدر محجوب بود که وقتی می خواست جوک بگوید سرش را پایین می انداخت و می گفت.همه کسانی که او را دیده اند و نقل کرده اند می گویند که او در برخورد بسیار محجوب ودر نوشتن بی پروا بوده است.اصلآ ایرج میرزا به عنوان جلال الملک و نواده فتحعلی شاه قاجار ادم سبکسری نبوده است. ما می دانیم ایرج مستوفی زمانی که در مشهد بوده است بسیاری از بزرگان از جمله ادیب نیشابوری از معاشرت با او لذت می برده اند.در حالی که او را ادمی سبکسر نشان داده اند
حال شما را به قضاوت دعوت می کنم!!
+ نوشته شده در سی ام اردیبهشت ۱۳۸۷ ساعت 9:39 توسط
|